تبليغاتX
من و خودم! - ایران سبز و سفید من
دیشب خیلی حوصلم تو خونه سر رقته بود .... مامان هم رفته بود خونه مامانش ! داداشی هم مثلا تو اتاقش داشت درس می خوند ... منم عصبی شده بودم از بیکاری .... نه حوصله فیلم داشتم نه موزیک نه نت نه کتاب ! موبایلو برداشتم و به حامد یه اس ام اس زدم که امشب چه کاره ای درس و مشق و امتحان نداری؟ زد چطور مگه نه شنبه امتحان دارم چرا؟ گفتم پاشو بریم بیرون یه دوری بزنیم تو خیابونا .... گفت اوکی منم خوشحال و خندون رفتم حاضر شدن .... زنگ زدم مامان بهش بگم من میرم بیرون کلی غر غر کرد که حق نداری بری خیابونا شلوغه دیشب یه نفرو تو خیابون ر... کشتن و اینا ( ا.ن ها ) وحشی ان و ..... منم هر چی گفتم مااااااامااااان کاری ندارن گفت نه !:| به حامد گفتم مامانم میگه نه :(( گفت بابا بیا الان خیلی شلوغ نیست شب شلوغ میشه ... دوباره زنگ زدم مامان گفتم مامان خیلی شلوغ نیست میرم ستاد کاری نداریم !!! گفت کی میای گفتم ۱۰:۳۰ گفت اوکی برو !!!! :* تند تند حاضر شدم و ۸ حامد اومد دنبالم .... الهی بمیرم واسه خودمون !!!:)) تو خیابون فقط و فقط موسوی و بود و ا.ن :)) بگی حتی یک نفر حتی یک نفر کروبی باشه نبود :)) رفتیم ستاد کروبی اول خاااااااااااااااالی :| یعنی باورم نمیشد حتی یک نفر هم اونجا نبود :)) =)) دلم کباب شد ! رفتیم تو و گفتم من اسم نوشتم واسه شمارش آرا اینترنتی که گفت باید زودتر می اومدی و مدارک می دادی دیر شده ! یه کمی نشستیم هی حامد منو مسخره کرد گفت ....!!!:-" اومدیم بیرون و زدیم تو جمعیت دیگه ..... شلووووووووووووووووغ ! بلوار پر ماشین پر آدم ! تو عمرم همچین هیجانی رو ندیده بودم تو ملتمون ! یه چیزی تو مایه های انقلاب بود ! طرفدارای موسوی و ا.ن کنار خیابون واستاده بودن و شعار می دادن ! منم که فقط هر و هر می خندیدیم به این طرفدارای ا.ن !:)) خداییش ها خداییش ها خداییش :)) توهین نباشه به کسی !!! ولی خداییش طرفدارای ا.ن واقعا خاصن ! از همه نظر ! ریخت و قیافه ظاهر و تیپ فرهنگ و ادب ! شعور و..... خلاصه کللللللی خندیدیم به این جماعت ....!:-"

از شاهکارای خودم بخوام بگم ! بخندین یه کم :)) ... از اونجایی که تو خیابون حتی یک نفر هم کروبی نبود :( و من تو یه سیل عظیم جمعیت !!!! گیر کرده بودم !!!! دیگه خداییش خجالت کشیدم اون دستبند سفیدمو رو کنم ! :)) از ماشینای کنارمون دستبند سبز و برچسب و پوستر و اینا گرفتیم و ما هم شدیم سبز ! .... یه حالی داد یه حالی داد   قیامت شده بود ها ! منم جوگیر :-" هر کی از ا.ن هارو میدیدم هی یه چیزی نشون می دادم !  اینام که دااااغون :)) ماشالا فرهنگ هم خوب چیزیه :)) فرقی نمی کرد پولداری یا فقیر ! فرقی نمی کرد سوار مزدا هستی یا وانت ! یا موتور !!! مهم این بود که یا سبزی یا ا.ن .... مهم این بود که هر کی سبز بود به هم علامت پیروزی نشون میدادن و لبخند می زدن و می گفتن به امید پیروزی  مهم این بود که به هر ا.ن ی می رسیدن هو می کردن و می گفتن سیب زمینی ! بای بای محمود ! و خیلی شعارای دیگه ..... غرق در لذت شده بودم دیشب ... کلی جیغ زدیم کلی شعار دادیم ... حامدم گیر داده بود هی می گفت بگم بگم؟ بگو بگو اما دیگه دروغ نگو  ترافیک بود ماشینا ثابت بودن تقریبا اینقدر حامد اینو گفت که دیگه همه ماشینا با ما هم صدا شده بودن کل خیابون با هم همین شعارو می دادیم !  بله و اینگونه شد که ما هم یه شب سبز شدیم و حالشو بردیم !  ساعت ۱۱ برگشتم خونه ... هنوز سفیدم و امیدوار به پیروزی اصلاحات .... کروبی یا موسوی فرقی نمی کنن ... تنها چیزی که واسش می جنگیم اینه که ا.ن نیاد روی کار .... به امید شنبه ای سبز یا سفید .... به امید پیروزی حق بر باطل .... به امید پیروزی راستی بر دروغ ....

 

* چیز مزخرفی بود .... سیگار

** وقتی یکی مغزش شستشو داده میشه و میاد اراجیف اون مرتیکه مزخرف رو تکرار می کنه اونم بی هیچ اطلاع و دلیلی دلم می خواد ...... :|

*** سی دی ۹۰ سیاسی خیلی باحال بود .... مرتیکه دروغگوی ....  کاش می دونستی عق می زنم وقتی قیافه منحوستو می بینم .... کاش می دونستی حالم ازت به هم می خوره .... کاش می دونستی اگه خدایی نکرده بخوای ۴ سال دیگه هم باشی نمی دونم چه جوری می خوام تحملت کنم .... ببین مموت ازت نفرت دارم .... ازت نفرت دارم ... ازت نفرت دارررررررررم بی اندازه !!!!!!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 21:4 توسط خانومی |