سلام سلااااام
... حالتون چطوره؟ ... وااااای دلم یه ذره شده بود دیگه
واسه اینجا .... ولی اینکه چرا حسشو نداشتم چیزی بنویسم رو نمی دونم !
.... الانم دیدم خیلی وقته گذشته از پست قبلی و کلی حرف داشتم بزنم که همش
داره یادم میره گفتم بیام از این ورا یه راهی رفته باشم ! یه سلامی عرض
کنم
....
من بابت پست قبل شرمنده ام
... هر چه قدرم دلم نمی خواد بعضی روزای بدم
نوشته بشه اما گاهی وقتا راهی به جز نوشتنش به ذهنم نمیرسه ! یعنی اون
لحظه به قدری فکرم درگیره و اعصابم به هم ریخته است که فقط می تونم
اینجوری خودمو خالی کنم ... اگه نگرانتون کردم از همین جا از همتون معذرت
می خوام .... اتفاقش خیلی بد بود یعنی واسه من خیلی بد بود ! اما باهاش
کنار اومدم دیگه ! همون طور که همیشه می اومدم ! منتها یه کم زمان برد این
ترمیم روحی ! .... الانم خدارو شکر حالم بهتره یعنی دیگه اونجوری افسرده
نیستم.... 
خب واسه من کلی اتفاقای جور و واجور افتاده این مدت که الان هر چی فکر
می کنم یادم نمیاد !
منم که حافظه ام ماشالا بزنم به تخته ! خوووووب!!!
اینه که همش یادم نیست فقط همیناش الان داره یادم میاد !
اول از جشنواره بگم که فیلم "پستچی سه بار در نمی زند" رو رفتیم اون
مدت که نه خیلی جالب بود نه خیلی بد ! یه فیلم معمولی با یه سوژه مثلا
جدید ! ... تو سینما ردیف جلوی ما یه عده خانوم و آقای خیلی خوش پوش و شیک
و پیک و ژیگولی نشسته بودن که خیلی واسه همدیگه نوشابه باز می کردن !
ما
هی گفتیم یعنی اینا کی می تونن باشن؟! هی به هم می گفتن استاد فلان !
استاد اینجوری ! یه پیرمرد مو سفید که موهاشم از پشت سر بسته بود و جلیقه
هم پوشیده بود و تیپ کاملا هنری هم بینشون بود که از همه بیشتر به اون
احترام می ذاشتن ! بهش می گفتن استاد بزرگ
!!! ( اینم سوژه ای بود ! )
بعدااا فهمیدیم که اینا از صدا سیما اومدن ! اونم صدا و سیمای خراسان
!!!
که برنامه هاش خدایی مفت نمی ارزه ! میومدن فیلم رو می دیدن بعد شبا
برنامه نقد و بررسی داشتن ! اینقدرم اینارو جو گرفته بود و اظهار نظرای
فلسفی می کردن که باید می دیدید!
ولی جالب بود صدا و سیما اینقدر سخت گیری
می کنه رو چادر پوشیدن مجری ها ولی خانومایی که ما دیدیم به همه چی شبیه
بودن الا اون مجری های تلویزیونی که نمیشه نگاشون کرد !
بقیه فیلم هارو هم با اجازتون من خواب رو ترجیح دادم !
و بقیه که رفتن
اومدن گفتن تازه یه فیلم قشنگ دیدیم ! حیف شد نیومدی ! منم هی دلم سوخت !
خلاصه فیلمای قشنگشو ندیدم دیگه
از کنکور بگم که جمعه بعد از ظهر بود ! و من واقعا از خودم خجالت کشیدم
با این وضع کنکوری بودنم !
فکر کنین ساعت 2 نوشته بودن باید حوزه باشیم
بعد من ساعت 1 تازه از خواب پاشدم اونم به زوووور !
هی هم می گفتم من حال
ندارم برم خوابم میاد دیگه عذاب وجدانه نذاشت بخوابم پاشدم تازه دنبال
مداد و پاک کن گشتن !
حالا مگه تو خونه ما مداد پیدا میشد ! بعدشم با
داداشی پاشدیم رفتیم حوزه که بهم یه کم اعتماد به نفس بده !
نهارم نخوردم
یعنی وقت نشد بخورم گشنه رفتیم وایستادیم امتحان 3 شروع میشد الکی نوشته
بودن 2:30 !
... منم با خیال آسوده !! یه ذره هم استرس نداشتم
!! اونجام
که هیچ کسی رو نمیشناختم ! همه با هم سلام روبوسی می کردن من و داداش خان
غریب یه گوشه وایستاده بودیم چرت و پرت می گفتیم !! و از امتحان هم نمی گم
چون نمی خوام آبرم بره ! فقط میگم یه گندی زدم که تا همین امروز هنوز داره
دلم می سوزه ! یعنی کااااااری کردم هاااا !!!! وای وای وای ! از خودم نا
امید شدم کلا !
همه سوالا رو هم الکی از رو حسام جواب می دادم ! که می
دونم همشم غلط زدم ! ولی یکی از سوالارو مطمئنم درست زدم ! یه سوالش مثه
سوالای کنکور سال 80 بود بعدا دیدم درست زدم شانسی
!!! فکر کنم منفی بشم
من
!!!! کنکور جالبی بوداااا !!!
پنج شنبه تفلد دخمل خاله جان می باشد
.... قرار بود بیرون بگیره ولی
گویا خانواده دوستاش اجازه ندادن ، احتمال زیاد تو خونه بگیره واسه شام
بریم بیرون ... ولی دلم مهمونی می خواد شدید با این اوضاع روحی که داشتم
یه کم شارژ روحی میشم ! ![]()
من معتاد شدم !
شبانه روز پای این بازی ام ! دیگه حتی خوابامم شده این بازی
! هی خواب می بینم قبیلمو
بزرگ کردم عضو جدید گرفتم رتبم رفته بالا و....!!!
حالا می فهمم اونایی که
حاضر بودن برا قوی تر شدن تو بازی پول واقعی بپردازن واسه چی بوده ! لامصب
بدجوری اعتیاد آوره
! همشم می خوای از کسی کم نیاری خودتو بکشی بالا ! خب
منم دلم سنگ جهنمی میخواد 
امروز از یه نمایندگی ای دی اس ال زنگ زدن میگن خانوم خطتون آمادست لطف
کنین برای مرحله بعدی تشریف بیارین شرکت تا فردا بیایم واستون وصل کنیم !
گفتم بله؟! یعنی چی؟!
میگه خودتون فرم اینترنتیشو پر کردین !
بعدددد یادم
اومد من 2 ماه پیش که قرار بود با دختر عموها شریکی ای دی اس ال بگیریم و
می خواستیم از یه شرکت باشه که سرعتش خیلی بالا باشه رفتم این فرم شرکت رو
پر کردم که نوشته بود اگه تا 3 روز به شرکت مراجعه نکنید فرمتون باطل میشه
! حالا بعد 2 ماه فرمم باطل که نشده هیچی بدون اینکه به من بگن خط رو راه
اندازی کردن برا ای دی اس ال
! حالا منم تا 17 اسفند شارژ دارم از یه آی
اس پی دیگه ! موندم با همین تمدید کنم یا برم شرکت جدید
... شرکت جدید
خیلی خوبه از نظر قیمت و سرعت از اینی که دارم خیلی بهتره فقط باید هزینه
نصب بدم و اینکه پول 3 ماهشو اول میگیره دیگه 1 ماهه ارائه نمیده ! باید
بشینم قلکمو بشکونم سبک سنگین کنم ببینم چی کار کنم
من خیلی بد خواب شدم .... روزا ساعت 10 اینورا میرم تو تخت هی غلت
میزنم اینور اونور میشم به زورررر خوابم میبره بعد کافیه کوچکترین صدایی
تو خونه بلند شه ! منی که بیهوش میشدم وقتی می خوابیدم حالا با یه صدای پچ
پچ هم از خواب می پرم !
بعدش دیگه خوابم نمیبره تا 5 عصر ! 5 دیگه آش و
لاش می افتم رو تخت تا 10 شب ! بعد باز بیدار میشم ! هر کاری هم می کنم
برناممو درست کنم فایده نداره ! اصلا شبا خوابم نمی بره
!!! روزام که
اینجوری واسه همین همش کسلم ! این خواب منم دیگه داره میره رو اعصاب !
فیلم Bolt رو دیدم الهی بگردم اون سگه رو اینقدر نفس و جیگر بود با اون کبوترای خنگی که کله هاشونو اونجوری تکون میدادن
وای خیلی باحال بود حتما ببینیدش
یه عالمه هم فیلمای دیگه دانلود کردم که هنوز نگاه نکردم ... نمی دونم واقعا کی وقت می کنم این همه فیلم رو ببینم !!!
* سونیا جوووونم بهت تبریک میگم عزیز دلم
... ایشالا کنار همدیگه همیشه
همین طور شاد و خوشبخت باشین
... اون چیزی هم که نفر اول من دیدمش خیلی
خوشگل و گوگولی بود و بهت می اومد
مباااارکت باشه عسیسم
** عروسک جونی ، مونس عزیزم ، گلی عزیزم ، نگین مهربونم ، رامای گل ، شکلات مهربون
، سارای گلم ، سونیا جونم و .... مرسی ازتون که به یادم بودین و جویای
حالم
.... باور کنید واقعا خجالت می کشیدم از خودم که نگرانتون کردم
...
بازم میگم بهترین دوستامین هر چند که به جز یکی 2 نفر بقیه تونو هنوز
ندیدم ولی فوق العاده حس خوبی دارم از داشتنتون
.... ایشالا تو شادی هاتون
جبران کنم 

*** منم دلم کادوی ولنتاین می خواست خب 

خیلی واسش زیاده که 3 روز اصلا این ورا آفتابی نشده باشه و کل 3 روز رو شاید 3 ساعت این پشت نشسته باشه ! ترک اعتیاد خوبی بود ! فکر می کردم خیلی سخت باشه اما راحت تر از اونی بود که فکرشو می کردم ! البته اینقدر سرم شلوغ بود که نفهمیدم کی گذشت !!!
.... دوستای دختر عمو بزرگه واسمون جا گرفته بودن و پیداشون کردیم و نشستیم .... فیلم ساده ای بود بد نبود ولی اینقدر که ازش تعریف کرده بودن تعریفی نداشت ! دیگه ببین بقیه فیلمای جشنواره چی هستن که از این اینقدر تعریف شده بود ! بازی ها هم خیلی تاپ نبودن ولی خب دیگه .... بعد فیلم رفتیم دوباره خیابون گردی مثل همیشه !
شب جمعه هم بود شلوغ بود .... کلی پاساژارو بالا پایین کردیم و بعدشم گشنمون شد هوس ساندویچای نوشین کردیم !
.... بعدم خوابیدم ... اونم رفت حاضر شدن و مو درست کردن !!! منم یه کم وسوسه شدم گفتم برم خوش می گذره ! باز گفتم نه بخوابم خواب بهتره ! نیم ساعت با خودم کلنجار رفتم که برم یا نرم بالاخره ساعت 3:30 تصمیم گرفتم برم
چشامم پف کرده بود این هوا ! با چشای بسته سریع دست صورتمو شستم و یه آرایشی کردم و لباسامو پوشیدم و پریدم تو ماشین .... پسر عمه هام اومده بودن باهامون .... رفتیم فیلم "صداها" که اینم بد نبود ولی واقعا چرا فیلما اینجوری شدن امسال؟! هیچ کدوم هیچ سوژه خاصی ندارن !!! تو سینما هم که شانس من [شادی]
و دوستاش ردیف پشت ما نشسته بودن و این پسر عمه ی خنگم اومد نشست بغل من و ..... (خیلی بد شد !
!!! منم یه دفعه از دهنم پرید به دختر عموم گفتم فلانی راست می گفت با اینا نباید سینما بری !
بعد شام نشستیم حکم بازی کردیم و بعدشم 11 .... ساعتای 4 - 5 صبحم پسر عمه ها رفتن و منو دختر عموم اومدیم خونه ی ما و تااااااا ساعت 9:30 صبح فقط حرف زدیم و غیبت کردیم !
!!! ساعت 3 اومدم خونمون و مثلا خواستم بخوابم ولی تا الان که بیدارم .... ساعت 7 صبحه ! راستی کارت کنکورم رو هم پرینت گرفتم ... کنکورم جمعه است و خوشبختانه نوبت عصر ! اگه صبح بود مطمئنم خواب می موندم یا میرفتم اونجا چرت میزدم ! دلم میسوزه واسه وقتایی که تلف کردم .... می دونم امسال هیچ شانسی برای قبولی ندارم اصلا ! .... ولی دیگه می خوام برم سر کار ... امروز مامان یه کاری کرده که از دستش عصبانی شدم ! به یکی که حتی فکرشم نمی کنه کسی !!! گفته واسه کار من
....
.... اون موقع دبیرستانی بودم با آلی و غزاله کلی با این آلبوم خاطره داریم .... یادش به خیر چه قدر زود می گذره زمان ....

! نوچ نوچ نوچ
! خاک عالم ! بلا به دور ! نگا داره چي کار ميکنه!!! خدا مرگم ! الان جوون خام و پاک و چشم و گوش بسته ي مردم مي بينه اون چشم و گوش بستش وا ميشه بعد اسلام در خطر مي افته !
)
) خنده بازار اين روزا فقط شايعه اي بود که روزنامه هاي جناح را-ست درست کرده بودن ! فکر کردن خا-تمي هم مثه کر-د-ان خودشونه !!! يه مدرک جعلي درست کرده بودن که اين تحصيلاته خا-تميه (
!!! ما که نوشابه هاشونو نمي خوريم و حرومن !!!! گوگل و ياهوشونم نجسه اصلا
!!! بيچاره شوهرم ! يه روز تو خونه کار کنم ديگه تا يه ماه خودمو رو ابرا میبينم و فکر مي کنم خيلي کار مهمي انجام دادم !
( دلشم بخواد مگه نه؟!!!