سلاااااااام سلام ![]()
چند روزه نبودم الان دیدم اووووه کلی نظر تایید نشده و جواب داده نشده دارم ! ترسیدم اول برم سراغ اونا گفتم تا حرفام نپریده پست بزنم بعد اونارو تایید کنم ! ( تنبلی و هزار درد !
)
اول یه کم دلتونو آب کنم ! من الان دارم ازینا می خورم
.... هه هه ! امروز در خانه نشسته بودیم ! داشتیم شیرینی می خوریدم ! که دیدیم تلفن زنگ زد ! برداشتیم دیدیم دخی عمو کوچیکس شستمان خبر دار شد که باز بساط ددر دودور به راه است
! البته این بار بهونمون وجود یه سگ بود ! یه مهمون ...!
( سوت سوت ) می خواست براشون بیاد و نباید می فهمید سگی وجود داره تو خونه ! می خواست بچه رو از خونه دور کنه
! حاضر شدیم و رفتیم اول بنزین زدیم و بعدشم تو خیابونا هی بالا پایین هی بالا پایین ، دیگه ....
! دخی عمو بزرگه رو رسوندیم پیش دوستاش و اونا رفتن با خودشون گردش ما هم سه تایی (
) رفتیم خیابون گردی ! منم که نمی دونم !!! چرا یهویی دستشویی لازم شده بود در حد خداااااا
!!!! از اونجایی هم که بمیرم حاضر نیستم برم دستشویی بیرون یا حتی خونه کسی هی گفتم هنوز اوکی هست بیخیالش ! هی چرخیدیم هی به رو خودم نیوردم دیگه دیدم نمیشه اینجوری الانه که بمیرم
!!! با این حال ولی رفتیم ملس و من یه بسته از همونا که دیدین خریداری نموده
و پریدیم تو ماشین و هی به خودم فشار اوردم که نریم خونه چون مهمونه هنوز نیومده بود که بخواد بره !! ولی آخراش دیدم اگه تا 15 دقیقه دیگه بخوام تحمل کنم باید اشهدمو بخونم
!!! گفتم گااااااااااااااااز بده به سمت خونه که دیگه شهید شدم من
!!! و به سرعت نور رسیدیم خونه چشام وا شد دیگه
!!!! الانم جاتون خالی ( مخصوصا جای یکی خالی
) دارم از این لواشکای ترش می خورم و ضعف می کنم .... اونایی که مش*هدن لواشکای ملس رو از دست ندین که فوق العادست 
امروز تو خیابون پر بود از صندوق های کمیته ! داشتن کمک جمع می کردن واسه غزه ! دیگه سرویس کردن واقعا !!!! دیروز تو خبرها خوندم 1 میلیارد تومان !!!! پول بی زبون کمیته امداد که واسه بدبختای خودمونه !!! فرستاده شده واسه غزه ! نمی خوام دیگه بحث کنم محض اطلاع رسانی گفتم !![]()
جمعه اینقدر بیکار بودم نشستم 2 تا فیلم نگاه کردم ... یکی 21 ... یکی Step Brothers ....اولی رو تنها نگاه کردم که خیلی قشنگ بود و من عاشق اینجور فیلمام که موضوعش قمار و اینجور چیزاس ... دومی رو هم با دخی خاله نگاه کردیم .... لاست هم که بعد یه هفته خماری یه دی وی دیش به دستم رسید دیروز و دیدمش تموم شد باز رفففففففت تا دی وی دی بعدیش برسه باز !!! ![]()
برفی جونم یه بازی همه رو دعوت کرده بود که من خیلی خوشم اومد ازش می خوام بازی کنم حالا ....
تا به حال شده دوست داشته باشین با یک آدم ِ معروف شام بخورین؟ کسانی که
انتخاب میکنین میتونن از هر طیفی باشن. سیاستمدار یا فیلمساز، نویسنده
یا شاعر، نقاش یا عکاس، حتی شخصیتهای داستانی که تا به حال کتاباشون رو
خوندین. در مورد ۵ تاشون بنویسید. و ... 5 تایی های من! 1 . آل پاچینو ... که خیلی دوسش دارم 2 . بوفون ... که جیییگره 3 . چگوارا 4 . حسین پناهی 5 . بارباپاپا ![]()
یه بازی هم مونس جون خودش اختراع کرده که هر کی خواننده وبلاگه بیاد معنی اسمشو تو نظرات بذاره ... مثلا من سارا : خالص ، پاک ، ناب . ظهرا فکر کنم ساعتای 1:30 شبکه سه یه برنامه آشپزی داره اسمش بهونه است .... آی من حرص می خورم از این برنامه مزخرف !!! آی حرص می خورم از سامان گلریز !!! آی من حرص می خورم غذاهای مسخره ای که درست می کنه !!! آی من حرص می خورم وقتی هر چی درست می کنه میگه یه غذای سلامت و فووووووووووق العاده خوشمزه !!! ** چه روزایی بود این روزا که گذشت ... من همش بی حال و بی حوصله و افسرده ! این دیگه چه دورانیه خدا آخه !!! پدرمونو در اوردی که !!!
فقط نمی دونم چرا اینقدر حرص می خورم میشینم نگاه می کنم !!! بیشتر از همه چی از ظرف و ظروفای خوشگلش خوشم میاد با گازش .... اینقدر دوست دارم آشپزخونم این شکلی باشه .... آدم کیف می کنه بره توش آشپزی کنه ....
![]()
سلااااام سلام خوبین دوستای گلم؟ ![]()
هوا سرده خیلی بدجور ... همش خوابم میاد چرا؟! ... چه قدر کیف میده زیر یه لحاف خیلی گرم باشی و تو هوای سرد فقط سرت بیرون باشه .... چه کم توقع شدم ها ! با همین چیزام کلی از خودم خوشحالی در می کنم !!!![]()
به معتادین عزیز لاست عرض ارادت می کنم ! و از همین جا میگم کاملا درکتون کردم که چی میگین
.... واااااای من الان خمارم چون فقط تا دی وی دی 5 شو داشتم و یه روز و نیمه همشو دیدم و الان تو دلم کلی آشوبه که چی میشه بعد .... (آقا کسی بعد خوندن این پست نیاد واسه من فیلم تعریف کردن هااااا
! ) وای که چه دردیه خماری .... کم معتاد اینترنت بودم که حالا لاستم بهش اضافه شده ! بیچاره معتادای واقعی ! درک کردنشون خیلی سخته اما بیچاره ها چی می کشن ها ! به قول یه معتاده اون روز تو تی وی داشت می گفت ( ترک کرده بود ) وقتی یه معتاد میگه آی من می فهمم اون آی اش یعنی چی من می فهمم تا کجاهاش داره درد می کنه ! بعد اطرافیانش بهش کباب و آب پرتغال میدن که مثلا تقویت شه یادش بره ! منم مثه همین معتادا الان هیچ فیلمی دیگه بهم نمی چسبه فقط ادامه لاستمو می خوام
که ندارم فعلا تا چند وقت تا بهم بدن باز .... ![]()
دیشب مراسم Golden Globe رو نشون میداد من نتونستم کامل ببینم خیلی دلم سوخت .... از همه جا هم بیشتر واسه اول شدن Wall-E ذوق کردم
!!! لباساشون خیلی جالب نبود ! تک و توک خوب بودن ... اونایی که هول می شدن و نفسشون می گرفت خیلی جالب بودن .... ولی حیف شد کامل ندیدم چون مجبور شدیم بریم شام بخوریم
من 2 ماهه خیلی خیلی بدجور هوس پفک کرده بودم
.... به هر کی می گفتم نمی رفت واسم بگیره ... خودمم که ...
!!! هی تو هوس و ویارش سوختم و ساختم تااااا.... دیشب دختر عموم زنگ زد بیا بریم آرایشگاه .... منم گفتم اوکی بریم منم ابرو اصلاح دارم .... رفتیم و صفا دادیم و بعدش رفتیم فقط آبنبات چوبی ! بخریم و بیایم ! ولی نمی دونم چرا موقع در اومدن از مغازه یه پاکت گنده خوراکی دستمون بود
! منم یه عالمه پفک خریدم موتوری .... با ترشک ....
وای که الان رو ابرام
.... باز هم ببینید میزان توقع و شادی یه بچه رو !!! با یه پفکم خوشحال میشم !!!! بعد دلتون واسه فلسطینیا میسوزه !!!!![]()
گفتم فلسطین خواستم یه چیزی رو بگم .... تو نظرای پست قبل یکی (سها) نظر گذاشته بود که خارجی های نامسلمون هم تظاهرات می کنن واسه غزه .... جوابم خیلی زیاد بود ولی خیلی خلاصه همون جا جواب دادم می دونم این حرفام خیلی هارو ممکنه ناراحت کنه اما نظر شخصی من اینه ! هر کسی هم یه جوری فکر می کنه ! من همین دیشب کلی با عموم سر همین جریان حرف زدیم ! عموم از فلسطین دفاع می کرد و من از هیچ کدوم ! آخه واقعا چه ربطی به ما داره جنگ بین دو تا کشور دیگه؟! واقعا ؟! چی گیر ما میاد؟! سر جریان جنگ ایران عراق کی اومد به ما کمک کرد؟! کم بدبختی داریم خودمون ! که حالا باید پول و سرمایه کشور عقب افتادمون بره تو جیب عربایی که همشون نمک نشناسن ! داداشم میگه تو دانشگاهشون دارن فرم می کنن که داوطلبانه ببرنشون جنگ غزه ! شرم آوره به خدا ! شستشوی مغزی تا کجا آخه؟!!!!! یه کم عاقلانه تر فکر کنیم ! جنگ ایران و عراق یکی یه حرفی زد !!! کلی عاشق و دلداده ی اون یکی !!!! بدون فکر پاشدن رفتن جنگیدن شهید شدن ! بدون اجازه پدر مادراشون ! که چی؟! که از اسلامشون دفاع کنن !!!! حالا کدوم اسلام من نمیدونم ! اسلام من در اوردی !!! الانشم باور کنید کم نیستن افرادی که حاضرن برن غزه بجنگن و شهید شن و بهشون وعده بهشت داده شده !!!! کاش این جنگ یه ربطی به ما داشت که من اینقدر اعصابم نمیریخت به هم که بچه های ساده مردم اینقدر زود گول میخورن و به هوای بهشت میرن واسه یه عده نمک نشناس می جنگن و بعد چند سال خدایی نکرده استخوناشون واسه خانوادشون میرسه ! بازم میگم من طرفدار جنگ نیستم ! ولی دلمم نمی خواد کشورم که خودش جزو کشورای عقب افتاده است از این بیشتر خودشو بدبخت کنه ! خودش که نه مارو !!! این سرمایه و پول این نیروی کمکی و انسانی چرا نباید واسه خودمون استفاده بشه؟! چرا ما هیچ وقت رشد نمی کنیم؟! ..... ( من خیلی حرف دارم در این رابطه اما فکر کنم کافی باشه دیگه ! نه جای این حرفا تو این وبلاگه نه اونی که با من مخالفه نظرش فرقی می کنه ! فقط یه اظهار عقیده بود ... من اینجوری فکر می کنم ! که به نظر خیلی هام یه آدم غرب زده ام ! ) این لینک هم جالبه بخونیدش ( + )
چه قدر بی پولی بد دردیه ها
! .... می خوام دوباره isp عوض کنم و از یه جا دیگه بگیرم که با دختر عموهام با هم شریک شیم .... باید یه مودم جدید بخریم و کلی پول ای دی اس ال ! ماه اولش خیلی گرون در میاد برامون ولی بعد خیلی ارزون و به صرفه میشه ! ولی کو پول ماه اولش؟! تازه من یه کمی پس انداز دارم واسه روز مبادا !!! داداش خانمان که اینقدر جیباش خالیه که میاد سر کیف پول من هی پولامو برمیداره میگه قرض بده بهم بعدا بهت میدم
! من نمی دونم این بعدا فقط کی می خواد برسه !!! چی میشد یهو یه پول قلنبه بهم میرسید ! اینجا که لاتاری نداریم حداقل یه جایزه بانکی چیزی !!! این سایتای شرط بندی هم خیلی ریسک دارن من جراتشو ندارم ولی کسی شانسش خوب باشه خوب پولی در میاره از این راه ! ( دوست داداشم ! )
من دلم یه جای گرم می خواد ... حالا می خواد کیش باشه یا دوبی یا استرالیا یا پرتغال فرقی نمی کنه فقط گرم باشه !!! ساحلم داشته باشه برم بشینم آفتاب بگیرم و به دریا نگاه کنم و از ته وجودم احساس آرامش کنم !.
به هیچ مساله اعصاب خرد کنی هم فکر نکنم ! از جنگ گرفته تا بی پولی
!!!! تازه خوشحالیمم وقتی چند برابر میشه که یکی هم اونجا کنارم باشه
! من اون لحظه دیگه هیچیییی از خدا نمی خوام !
( بعدش می خوام !
)
سلام سلام ![]()
حالتون چطوره عزیزان من ؟!
.... آخی خیلی وقت بود اینجوری سلام احوالپرسی نکرده بودم ! الانم که می بینید جوگیر شدم که اینجوری نوشتم !
چرا؟! چون چند روزیه مشغول آرشیو خونی و آرشیو پاک کنی هستم تا اونجایی که لازمه و دارم یه سری چیزا رو حذف می کنم
... اون موقع ها چه قدر خوشحال و شاد بودم ! خودم می خوندم باورم نمیشد اینارو من نوشتم
!!!
فعلا هم تحت تاثیرشم یه کم مثه اون موقع ها شدم ! واسه آرشیوم کلی نقشه
داشتم که چه زمانی پاکش کنم کلا یا اصلا یه کار دیگه ای بکنم ! ولی دیگه
یه کم جلو افتاد و منم حرف گوش کن
! دارم همه رو پاک می کنم .... همه رو که نه ! همون چیزایی که می دونید ! که بودن و دیگه نمی خوام باشن
! نمی خوام و نمی خواد
! هاها مشکوک می زنم ؟!
خبری شد میگم ... فعلا هنوز آره و اینا !!! 
چند نفر با ارسال اس ام و تلفن و کامنت و ... از من خواسته بودن برم
حرم دیروز واسشون دعا کنم ... راستشو بگم من خیلی خیلی کم میرم حرم ....
یعنی شاید هر 2 یا 3 سال یه بار اونم به یه مناسبتی .... اصلا اهلشم نیستم
یهو پاشم برم حرم واسه خودم تنهایی .... هم خیلی خیلی به خونه ما دوره هم
اینکه چه کاریه خب تو خونه میشینم دعا می کنم
! ( الان خیلی دختر بدی ام آیا؟!
) میگن هر چی دم دستت باشه کمتر قدر میدونی شاید واسه منم همین طوره !
شاید اگه یه شهر دیگه بودم بیشتر قدرشو می دونستم و حداقل سالی یه بار
میومدم ! .... اما واسه همتون دعا کردم
.... دیروز پریروزم هیچ جا نرفتم
....
این یکی هم اهلش نیستم برم جایی روضه اینا ! .... نشستم تو خونه هی فیلم
نگاه کردم ! ... خسته نباشم نه ؟! .... دست های خالی دیدم آخی خسرو
شکیبایی
( روحش شاد
) بعدشم بگو که رویا نیست که به معنای واقعی چرت بود
! بعدم کلی زیرنویس واسه فیلمام که یکی
بهم داده بود رو همه رو تست کردم و هماهنگاشو گذاشتم زیر نویس فیلم .... وای اینقدر ذوق کردم واسه بتمن زیر گیر اوردم
! خیلی وقت بود دنبالش بودم هیچ جا هماهنگ باهاش پیدا نکرده بودم .... مرسی یکی جون
کلی دیروز دعات کردم ! خیر از جوونیت ببینی مادر دلمو شاد کردی
.... یه عالمه دیگه هم از فیلمام سر و سامون گرفتن دیگه از خودمون خوشحالی در می کنیم ![]()
از نذری خورونم بگم که دیروز فقط یه عالمه شله ( مشهدیه ) و شله زرد خوردیم
.... شب هم در کمال ناباوری تو یخچال یه قابلمه پلو قیمه کشف شد که باعث شادی روح و جد و آبادمون شد
! و نجویده قورتش دادیم بره پایین ... لامصب اینقذه خوشمزه بود 
ببینم کسی اینجا هست ماستو با خرما بخوره؟!!!
من که تا حالا نشنیده بودم ! اگه کسی ماست با خرما میخوره به من خبر بده و بگه تو کدوم شهر زندگی میکنه ! لطفا
خیلی بده یکی بچه اش 3 ، 4 ماهه باشه دوباره حامله شه نه؟!
یعنی خیلی ضایع هست نه؟!!!
یعنی خیلی میشه خندید به اون طرف نه؟!!!
یعنی میشه بهش گفت قرن 21 هست یه سری وسائل مخصوص اختراع شدن به خدا
... چرا مثه انسان های اولیه پ ی ش گ ی ر ی میکنین خب
!!! آخ که دیروز دل درد گرفتم از دستت اینقدر خندوندیم
!!! حالا ایشالا که جواب تست خونگیت اشتباه باشه ولی اگه درست باشه خاک بر سرت ! ( حالا سرم نیاد یه وقت !!!![]()
![]()
)یه سوال فنی هم بپرسم ! چرا مردا وقتی می فهمن زنشون بارداره میگن تقصیر تو بود
!!! من با این مساله خیلی مشکل دارم ! یکی بیاد منو روشن کنه پلیز ! 
یه مطلبی می خواستم راجع به غ ز ه بنویسم ولی به دلایلی پشیمون شدم !
ولی دیروز حرفای خودمو تو بلاگ برفی خوندم .... کاش یه کم چشمامونو باز می
کردیم و واقعیت رو میدیدیم ! کاش اینقدر تحت تاثیر رسانه نبودیم ! کاش
اینقدر ساده و زودباور نبودیم و اینقدر زود احساساتمون واسه عربایی که
اینقدر نمک نشناسن به جوش نمیومد !چه ملت ساده ای هستیم ما ! ![]()
من چه قدر ویدئو ستار رو دوست دارم
... سلام
.... خیلی احساساتیم میکنه هر بار نگاش می کنم
.... چه منظره های قشنگی
... به آدم کیف میکنه ![]()
* اطی من میدونم و تو
... واستا تا یه روز جبران کنم .... حالا خاطر خواه منی هاااا؟!
چه قدر منو ترسوندی تو اون شب بچه ... حیف قول دادم ننویسم وگرنه یه افشاگری می کردم یه عاشورای دیگه رقم بخوره
** مخاطب خاصی که داری نظر خصوصی میذاری ! همه حرفا حقیقت داشت ... من چیزی رو از کسی مخصوصا اگه اون کس بخواد بشه .... پنهوون نمی کنم .... همه چی رو میدونه و خودم ازش خواستم بهت بگه ... همه حرفاتونم همون جا می خوندم خودم ! قبل اینکه زحمتشو بکشی ... خیلی سعی کرد درست صحبت کنه و منطقی حلش کنه اما خودت نذاشتی ..... این آخرین حرفایی بود که به شما زدم نه دیگه اجازشو دارم نه می خوام بهش فکر کنم ! بهتره به زندگیت برسی ..... همه چیز از نظر من روشن و واضح و تموم شده است .... شروع یه زندگی جدید که خیلی هم دوسش دارم ....
سلام
اول از همه سال نو میلادیتون مبارک
با 3 روز تاخیر !
خوش به حال اونایی که خارج از کشورن ... واقعا داره حسودیم میشه ... آدمای همیشه شادی هستن برعکس کشور ما ! که هر روز خداش عزاداریه
!!! رحلته ! ماه حرامه ! چه میدونم دهه است و این چیزا ! الحمدالله عیدامونم بی شباهت به عزاداریامون نیست ! حیف اون همه پیشینه تاریخی و اون همه مراسم و آداب و رسوم ناب ایرانی که اینجوری به گند کشیده شده .... حالا هی من بیام غر بزنم اینجا پس من کی میرم ! خودم خسته شدم دیگه !!!
ببین خدا یا من زود از اینجا باید برم یا یه معجزه ای چیزی شه یه عالمه آدم(همونا
) همشون سرشونو بذارن با هم بمیرن و وضع کشورمون درست شه .... من دیگه اعصاب ندارم ها !
حالا من که فعلا اینجام و دستم از اون ور دنیا کوتاه
ولی چند تا عکس یکی
واسم فرستاده که بعضی هاشو میذارم اینجا .... عکسا واسه وین هست (اتریش) شب سال نو میلادی ... مرسی از اون یکی 
ساعت خوابم به کل ریخته به هم ! دیگه نمی دونم با کدوم کشوری هماهنگم من الان !!!
ساعت 1 یا 2 ظهر تازه میگیرم می خوابم شب هم ساعت 8 یا 9 از خواب پامیشم ! زندگی عملا تعطیله ! به هیچ کاریم نمیرسم جز اینترنت شبانه مجانیم
و .... 
اوه اوه از دیشب اینجا داره برف میاد .... هوا هم سررررد
.... جرات نمی کنم حتی برم پشت پنجره ... ساعت 9 شب دیشب ! دخی عمو جون زنگ زده که پاشو بابا چه قدر می خوابی بیرونو نگاه کن ! پاشدم م یبینم اوه چه برفی داره میاد ... خدارو شکر هر بارم برف میاد من افسردگی می گیرم ! تو خودم بودم که خوشبختانه دخی عمو جان تشریف اوردن بالا و کلییی خندیدیم و شارژ روحی روانی شدیم
بعدشم که طبق معمول یه کم بحث و اینا
بعد گریه و زاری
بعد دلتنگی
بعد
(
)
پ . ن : الان داری حرف میزنی اونم کجا تو ....
هوا سرده
شوفاژ روشن کردی گرمت بشه
عکسام کجه
یکی بشنوه فقط چی داری میگی
من خیلی وقته تلویزیون نگاه نمی کردم .... کلا هیچ سریالی رو دیگه دنبال نمی کنم ... ولی الان 3 هفتست گلهای گرمسیری نگاه می کنم .... این هفته هم که اون زنه زد خودشو سوزوند به خاطر شوهر احمقش من آی دپرس شدم آی دپرس شدم 
ازین مردای بی شعور هم که ماشالا کم نیست !
خدا نصیب نکنه واقعا عذاب الهی هستن !
حالا من از اول این سریاله ندیدم دختر عموم واسم همشو تعریف کرده شمام اگه ندیدین حتما نگاش کنین .... با اینکه دپرس کننده است ولی می ارزه دیدنش .... اشکان جان هم که بازی می کنن و بله دیگه !!! 
از فیلم گفتم اینم بگم مینای شهر خاموشو نگاه کردم اینقدر گوگولی بود
دلم واسه آقای قناتی سوختید اینقدر
خب از فیلم زیاد گفتم اینم بگم تکمیل شه دیگه
جوگیری تا کجا آخه
فیلم قرنطینه رو نگاه می کردم رینگ تون موبایل پسره Callin U بود منم رفتم همینو گذاشتم رینگ تونم !
حالا همه مسخرم می کنن میگن چه قدر ...!
** یعنی پست قبلو کی نوشته
یعنی من مشکوک شدم؟!
یعنی کی بوده
من دلم بابامو می خواد .... به کی بگم؟!!!!
سلام بچه ها
خوبین؟
اول بگم که من خانومی نیستم یکی دیگه هستم که اسمم .... اصلا به اسمم چیکار دارین
این بار من به جای خانومی دارم می نویسم از من خواسته که این کارو انجام بدم منم قبول کردم
لطفا نپرسین که من کی هستم چون هیچ جوابی گیرتون نمیاد فقط پست رو بخونین بد و خوبش رو هم دیگه ببخشید همینه که هست دیگه
( من میمیرم برا اخلاقای خاصت
)
این روزا اصلا روزای خوبی برا من نبوده چون همش مشکلات داشتم
همش دعوا و مرافعه و بحث . تا میایم یه کم مثل آدم باشیم باز یه مشکل دیگه میاد و میزنه همه چیو خراب می کنه اصلا انگار خوشی به ما نیومده . امروزم که دیگه نور الی نور بود آخرش بود امروز . از همون صبحش که از خواب بیدار شدم بد بود تا همین 1 ساعت پیش از همون اول صبح اینقدر اضطراب و دلهره داشتم که دیگه داشتم میمردم خیلی حالم بد بود این وضع همین جوری ادامه داشت تا ساعت 6 عصر . بعد از اونم که دیگه خودم روحیم خراب شد و اعصابم داغون . تازه یه کم خوب شده حالا اینم نمی دونم چی شده خوب شده !
مثلا دیروز خوب بودم اما یه مزاحم اومد زد حالمو خراب کرد نشست که دیگه داشتم دیوونه میشدم ای مرده شور هر چی خروس بی محل هست رو ببرن
بالاخره زندگی منم میگذره اما امروز ضربه ی بدی خوردم ....
این خانومی خیلی دختر گلی هست من خیلی دوسش دارم
اینقدر این دختر گله که هر چی من بگم کم گفتم اینقدر به من لطف داره . نه تنها به من بلکه به همه ی دوستاش . پیش خودتون نگید الان این داره چاخان می کنه اصلا اینجوری نیست من تو روی خودشم میگم خودشم میدونه که من دروغ نمیگم.
اما عجب کار سختی هست نوشتن واقعا کم اوردم ! این خانومی چه جوری این همه حرف میزنه خوش به حالش خیلی در کارش استاده ، استاده وزیر جنگ هست. البته هنوز نیست قراره بشه
من و خانومی یه بازی پیدا کردیم یعنی خانومی پیدا کرد به منم داد خیلی بازیه باحالی هست احتمالا اسمشو شنیدین Bite Fight من و خانومی که معتادش شدیم حالا باز خانومی کمتر من که شبانه روز دارم بازی می کنم ! اصلا نمی خوابم و همش دارم بازی می کنم ! البته به قول یه بنده خدایی زیاد این بازی رو جدی نگیرین فقط بازی کنین وقتی هم به جایی رسیدین که دیگه باید پول واقعی می دادین دیگه بازیو تعطیل کنین . ما که قراره این کارو انجام بدیم البته فعلا که هنوز مجانی هست اما به level های بالاتر برسیم پولی میشه چون دشمنای ما خیلی قوی میشن .
(مخاطب خاص : من اینقدر تورو دوست دارم که حاضرم هر کاری برات انجام بدم چه اون کار به ضرره خودم باشه چه نباشه . فقط می خوام تورو به دست بیارم حالا هر جور شده بشه مهم نیست . مهم تو هستی . دوستت دارم برای همیشه
)
کریسمس مبارک .... 
می بینم که هنوز نخوابیدم و دارم پست میزنم !
یهو هوس نوشتن کردم وسط حرف زدن گفتم من میخوام برم پست بزنم !
که البته با استقبال زیادی مواجه شدم و تهدیداتی نیز !
(نمی خوام آقا جان مگه زوره ؟!
) مثه همیشه قر و قاطی می نویسم ....
اول از همه اینکه موندم تو این آرزوم که بالاخره کی میاد اون روزی که من کریسمسش ایران نباشم !
ای بابا کی میرم پس خسته شدم دیگه
صبح خونه کسی نبود منم خواب بودم ... تو خواب داشتم می دیدم که حا*مله ام !
بعدش خارجم بودم تازه
چون روسری سرم نبود
( موهامم شبیه اون دختره تو فیلم wedding daze شده بود
) با شوهرم !! ولی خیلی حس خوبی بود ها
رفته بودیم یه رستوران بعد بوی دلمه به دماغم خورد ... منم حا*مله بودم دیگه ! به بو حساس بودم !! جاتون خالی یهو حالم به هم خورد اساسی و دویدم از مغازه بیرون
همین که اومدم بیرون از خواب پریدم ! .... بعد باز هم جای شما خالی چون خیلی دختر بی جنبه ای هستم !
توهماتم داشت ادامه پیدا میکرد ! احساس می کردم هنوزم می خوام
!!! سریع دویدم تو دستشویی ...هنوز بوی دلمه هه تو دماغم بود و داشت حالمو به هم میزد ! منم جوگیررررر !!! هی دست میزدم به شکمم هی عق می زدم
حالا خودم از کارام خندم گرفته بود ولی چسبیده بود بهم ! خوب شد کسی خونه نبود آبروم بره 
! حالا حالا ها که تجربش نمی کنم ! ولی این قدر این توهم به من مزه داد که نمی دونید ... اونایی که مامان شدن میفهمن من چی میگم
تازه بچمم دختر بود با اجازتون !!! 
-- در همین راستا !!! امشب داشتم شام خوردن یکی رو نگاه می کردم !! داشت کنسرو می خورد با نون ! حالا منم سیر بودما ! یهو ویارم عود کرد
گفتم اگه منم نخورم بچم ناقص به دنیا میاد !
اون کنسرو عدس می خورد من ماهی !
نامرد اینقدر با اشتها خورد که بدجور آب از لب و لوچم آویزون شد !!!
منم نشستم 2.3 تن ماهی رو با یه نون ساندویچی خوردم !!!
حالا من در شرایط عادی اصلا ماهی و تن دوست ندارم ها ! دیگه ببینید ویار تا کجاها پیش رفت !!!
حالا غذام که تموم شد فهمیدم چه شکری !
خوردم آی حالم بد شد ! جای شما خالی نباشه این دفعه !
بوی ماهی ها هنوز تو دماغم بود هی
به حدی که اگه پری خانوم که چند روزه مهمون هستن نیومده بود جدی جدی شک می کردم دیگه !!!
بابا خسته شدم از بس گفتم دیگه نمی تونم اینجا رو تحمل کنم ! .... اینم شد کشور آخه !!!
اه .... ( یه عالمه فحش بد !
) امروز(چهارشنبه) قرار بود ب*ه#ن%و@د اعد*ام شه ! پسر بچه ای که تو 16 سالگیش به خاطر یه دعوایی غیر عمد یکی رو به قت*ل میرسونه !!! فقط 16 سالش بوده ! و خیلی سریع براش حکم اعد*ام میاد !!! تا حالا 3 بار رفته پای چوبه د*ار و برگشته !! امروز هم بار سومش بود ! که باز هم به تعویق افتاد ... واقعا تاسف آوره ! واقعا تاسف آوره !!! واقعا خجالت می کشم از ایرانی بودن خودم !!! کشوری که به یه نوجوون هم رحم نمی کنه ... نوجوونی که نه به بلوغ فکری رسیده و نه از روی عمد کاری رو کرده !! اون وقت هزار تا کثافت کاری داره اون بالا بالاها میشه و هیچ کس صداش در نمیاد ! تف به این کشور و سران حکومتیش !
( حکمم صادر شد دیگه؟!
) اگه دوست داشتین لینک بدم بخونین مطلبو بگید ... چون منبعای معروف که همشون فیل* ترن شکر خدا !
از یه جا دیگه لینک بدم بخونید
امروز نشسته بودم نظرای خصوصیمو می خوندم ... 260 تا بود ... همشونو خوندم .... نظرای خصوصی اون اولا
گالکسی مهربون .... هدیه
( کجایی هدیه
) و خیلی های دیگه که خیلی وقته دیگه نمی نویسن
خیلی دلم واسه اون موقع ها تنگ شد ...
( یه چیزی تو پرانتز بگم که مخاطب خاص داره که می دونم اینجارو نمی خونه !
اما چون واسم مهم بود می نویسم ... خانوم سمیرا من با هدیه دوست بودم ... من ، الستومریای سابق ! ، اوریانا ، مریم و ... از دوستاش بودیم خیلی هم با هم صمیمی بودیم .... زندگی هدیه دروغ نبود توهمم نبود ! یعنی اونقدر بیکار نبود که بخواد دروغ تحویلمون بده ! و حالا هم بخواد خودشو کس دیگه ای جا بزنه ! اینقدر زود قضاوت نکن و یکی رو بشور بذار کنار ! در مورد آی پی هم بهتره بدونی که خیلی وقت ها اشتباهی آدرس میده ! مثل خود من که بهم میگن از انگلیسه آی پیم ! یا حتی خیلی وقتا شده آی پی 2 نفر مثل همه ! پس اینقدر با قاطعیت نگید که من مطمئنم این همونه ! ضمنا افغانی ها بو نمیدن !!! یه کم شخصیت قائل شیم واسه آدما بد نیست !!! اونا هم آدمن ! دلیل نمیشه چون افغانی هستن بهشون بگیم بوگندو !!! نمی خواستم خودمو قاطی بازیتون کنم ولی چون هدیه واسم مهم بود اینارو نوشتم والا به من ربطی نداره ... )
خوش باشین 
یلداتون مبارک .... الان چند ساعته که وارد زمستون شدیم .... از همین الان سرماش تو همه وجودم نشسته ! زمستون همیشه برا من یه فصل کسل کننده و بی روح بوده .... اولین دقایق امسالش هم به بدترین وضع ممکن گذشت ! عمه دعوت کرده بود واسه دختر عمه شب چله ای گرفته بود .... دخی عمو ها گفته بودن نمیان واسه همین منم گفتم نمیام بیام تنها اونجا چی کار .... از خواب که بیدار شدم نهارمو خوردم چون تنها بودم خونه و هوا هم به شدت سرد بود دوباره برگشتم تو تختم و رفتم زیر پتو که گرم شم .... ولی به جاش چشمام گرم شد و خوابم برد دوباره ! ساعت 5:30 از خواب بیدار شدم و اومدم نشستم پشت پی سی جان .... مامان و داداشی هم اومدن خونه و رفتن حاضر شدن و حموم و انتخاب لباس ! ولی من از جام تکون نخوردم ... حموم هم نرفتم گفتم نمی خوام برم که ! کثیف نبودم ولی خب عادتمه جایی برم قبلش برم حموم .... نشستم نت گردی و چت !! تا ساعت 8 که قرار شد برم یه چیز مهم به مامان بگم! از استرس در حال مرگ بودم واقعا ولی دلو زدم به دریا و رفتم بهش گفتم ... همون طور که انتظارشو داشتم جواب داد !!!! روحیه مو به کلی از دست داده بودم ... فقط تونستم بشینم پشت کامپیوتر و بگم چی شده ! .... ساعت 9 دخی عمو کوچیکه زنگ زد که حاضری؟!!! گفتم نه مگه شما میاین؟!!! گفتم آره بریم خیلی کپکیم تو خونه !!! حالا همه حاضر دم در من با اون حال خرابم هیچ کارمم نکردم ! گفتم ببینم حالا که قطع کردم مامان گفت نمیذارم تنها بمونی خونه زود حاضر شو .... تا من رفتم یه سلامی به دستشویی محترم بکنم و بیام دیدم همه رفتن و داداشی مونده و دخی عمو کوچیکه که با ماشین اون بریم خودمون ! .... سریع سه سوته لباس پوشیدم و آرایش کردم و بدون مانتو پریدم تو ماشین !!! هوا وحشتناک سرد بود ... وقتی رسیدیم دخی عمو بزرگه اومد دم در و گفت بچه ها مهمونا خیلی زیادن !!! رفتیم تو دیدم اووووه اینا کین دیگه؟! نصف بیشترشونو نمی شناختیم ! همه هم وسط سر و صداااا .... منم افسرده حالا :)) با همه سلام احوالپرسی کردیم و رفتیم نشستیم .... دخی عمو ها گفته بودن به خاطر یه مساله ای نمی خوان برقصن .... سه تاییمون نشستیم به امر جالب انگیز ناک غیبت کردن !!! یه خانواده فوق العاده سوژه بودن که تک تکشون ماجرایی دارن :)) دختر کوچیکشون یه رقص فوق العاده جوگیرانه و مثلا رپ :)) دختر بزرگه یه رقص ادا اطواری ! داماد خانواده تو کار دوست فرانسویمون بود و هی میرفت با اون فرانسه حرف میزد ذوق می کرد:)) یه داداش خیلی خیلی خیلی چاق هم داشتن که بیچاره رفته بود واستاده بود وسط فقط دستاشو تکون میداد کل هیکلش می رقصید :)) بسیار لوس و بی نمک بود و هر چی می گفت هر هر می خندید !!! خواهراشم ذوقشو میزدن :)) جک بودن یعنی همشون .... ( نمی خوام کسی رو مسخره کنم ها ولی چون خیلی غیبتشونو کردیم نوشتم آخه نمی دونین که چه جوری بودن اینا خانوادگی ! ) وقت شام هم که شد همه حمله ! واستادیم تا خلوت شه بعد بریم .... مرغ زرشک پلو باقالی پلو دلمه بادمجون و گوجه و فلفل و کلم قیمه و .... اشتها نداشتم خیلی کم واسه خودم کشیدم و نشستم .... بعد شام هم دوباره بزن برقص و همه ریختن وسط ! کادوهاشم باز کردن پالتو و بوت و سکه و پارچه اینا دادن به دامادم پالتو که جفتشون خیلی شیک بودن .... عروس داماد هم به مادر پدراشون یه کادو دادن که یه ظرف بود که توش عکس خودشون بود با لباسای روستایی(؟!) ازینا که کوزه رو دوششه و مرده ازین لباسای مثه شیر فرهاد :)) تنشه .... فهمیدین الان ؟! :))))
ساعت 12:15 دیگه بلند شدیم و 4 تایی رفتیم تو ماشین جوانان D: باز همه رو دور زدیم و رفتیم آبمیوه سجاد که نزدیک خونه عمه بود و من آب زرشک گرفتم که خیلی بدمزه و شور بود به زور و تهوع نصفشو خوردم بقیه شیر موز و آب آلبالو .... بعدشم رفتیم ریس ( race ) که خیلی خلوت بود فقط یکی 2 تا ماشین اومدن گیر بدن که دیدن پسر تو ماشینه پیچیدن رفتن :)))) یه ساعت چرخیدیم و بعدم اومدیم خونه
خونه اومدن همانا و یادآوری خاطرات همان ! آبغوره گیری راه انداختیم در حد خداااا ! ... ولی یهو یه جمله چنان جرقه امیدی شد که دنیا از این رو به اون رو شد و کلا کن فیکون !!! O: البته هنوز همه چی معلق و رو هواست و وضع هیچی فرق نکرده فقط امیدواری به وجود اومده ! من که خنثی ام نمیدونم چی میشه .....
* جمعه نرفتم خونه دایی .... خوابیدم ... مامان زیاد اصرار کرد ولی واقعا راه نداشت برم :|
* یه حس خوبی دارم از اینجوری نوشتنم ... کامل همه چیز رو می نویسم ... فقط واسه خودم ... از خوندن دوبارشون خیلی حس خوبی بهم دست میده .. شاید خیلی تکراری و کودکانه شده ولی دوسش دارم
* سرده ... اعصابم خورده ... افکارم متمرکز نمیشه ...درس تعطیله ! ... اس ام اس های شوهر خاله همش خالی ریپلای میشه ! .... ورزش تعطیل ! ... زندگی تعطیل ! تا بفهمم چی می خواد بشه !!!!
* سونیا فقط 2 روز دیگه میری ... از خدا می خوام خوشبخت بشین .... دوستت دارم عزیز دلم :*
* عروسک عروس خودم امشب مهمونیت بود ... چه قدر دوست داشتم پیشت بودم و بغلت می کردم بوست می کردم ... چه قدر دلم واست تنگ شده .... چه قدر دوستت دارم :* ... چه قدر خوشحالم که دارمت :*
* گلی جونم دومین سالگرد خواستگاریت مبارک :)) چندمین نفرم ؟!:))
* مونس گلم ایشالا هر چه زودتر حالت خوب شه عزیز دلم :*
* گالکسی رفته کنسرت آرش با آهنگ pure love یاد من افتاده ... خیلی دوست داشتم اونجا می بودم .... یه عالمه خاطره های خوب دارم من با این آهنگ ... دنیاییه واسه من X:
* اوهوم ! زندگی کامنتیم هم تعطیل شده متاسفانه !!! اینجا می نویسم ! خوبه نه؟! D:
* قبض موبایلم اومده 1400 تومن :)) که 1300 تومنش آبونمان و مالیاته 100 تومنش کارکردمه :)))) جوونی کجایی که یادت بخیر یه زمانی 70 تومن 80 تومن می رفتیم می ریختیم تو حلق مخابرات :))
* دوستت دارم ... آهنگ تقدیمی من به تو .... Listen