سلاااااااام سلام ![]()
چند روزه نبودم الان دیدم اووووه کلی نظر تایید نشده و جواب داده نشده دارم ! ترسیدم اول برم سراغ اونا گفتم تا حرفام نپریده پست بزنم بعد اونارو تایید کنم ! ( تنبلی و هزار درد !
)
اول یه کم دلتونو آب کنم ! من الان دارم ازینا می خورم
.... هه هه ! امروز در خانه نشسته بودیم ! داشتیم شیرینی می خوریدم ! که دیدیم تلفن زنگ زد ! برداشتیم دیدیم دخی عمو کوچیکس شستمان خبر دار شد که باز بساط ددر دودور به راه است
! البته این بار بهونمون وجود یه سگ بود ! یه مهمون ...!
( سوت سوت ) می خواست براشون بیاد و نباید می فهمید سگی وجود داره تو خونه ! می خواست بچه رو از خونه دور کنه
! حاضر شدیم و رفتیم اول بنزین زدیم و بعدشم تو خیابونا هی بالا پایین هی بالا پایین ، دیگه ....
! دخی عمو بزرگه رو رسوندیم پیش دوستاش و اونا رفتن با خودشون گردش ما هم سه تایی (
) رفتیم خیابون گردی ! منم که نمی دونم !!! چرا یهویی دستشویی لازم شده بود در حد خداااااا
!!!! از اونجایی هم که بمیرم حاضر نیستم برم دستشویی بیرون یا حتی خونه کسی هی گفتم هنوز اوکی هست بیخیالش ! هی چرخیدیم هی به رو خودم نیوردم دیگه دیدم نمیشه اینجوری الانه که بمیرم
!!! با این حال ولی رفتیم ملس و من یه بسته از همونا که دیدین خریداری نموده
و پریدیم تو ماشین و هی به خودم فشار اوردم که نریم خونه چون مهمونه هنوز نیومده بود که بخواد بره !! ولی آخراش دیدم اگه تا 15 دقیقه دیگه بخوام تحمل کنم باید اشهدمو بخونم
!!! گفتم گااااااااااااااااز بده به سمت خونه که دیگه شهید شدم من
!!! و به سرعت نور رسیدیم خونه چشام وا شد دیگه
!!!! الانم جاتون خالی ( مخصوصا جای یکی خالی
) دارم از این لواشکای ترش می خورم و ضعف می کنم .... اونایی که مش*هدن لواشکای ملس رو از دست ندین که فوق العادست 
امروز تو خیابون پر بود از صندوق های کمیته ! داشتن کمک جمع می کردن واسه غزه ! دیگه سرویس کردن واقعا !!!! دیروز تو خبرها خوندم 1 میلیارد تومان !!!! پول بی زبون کمیته امداد که واسه بدبختای خودمونه !!! فرستاده شده واسه غزه ! نمی خوام دیگه بحث کنم محض اطلاع رسانی گفتم !![]()
جمعه اینقدر بیکار بودم نشستم 2 تا فیلم نگاه کردم ... یکی 21 ... یکی Step Brothers ....اولی رو تنها نگاه کردم که خیلی قشنگ بود و من عاشق اینجور فیلمام که موضوعش قمار و اینجور چیزاس ... دومی رو هم با دخی خاله نگاه کردیم .... لاست هم که بعد یه هفته خماری یه دی وی دیش به دستم رسید دیروز و دیدمش تموم شد باز رفففففففت تا دی وی دی بعدیش برسه باز !!! ![]()
برفی جونم یه بازی همه رو دعوت کرده بود که من خیلی خوشم اومد ازش می خوام بازی کنم حالا ....
تا به حال شده دوست داشته باشین با یک آدم ِ معروف شام بخورین؟ کسانی که
انتخاب میکنین میتونن از هر طیفی باشن. سیاستمدار یا فیلمساز، نویسنده
یا شاعر، نقاش یا عکاس، حتی شخصیتهای داستانی که تا به حال کتاباشون رو
خوندین. در مورد ۵ تاشون بنویسید. و ... 5 تایی های من! 1 . آل پاچینو ... که خیلی دوسش دارم 2 . بوفون ... که جیییگره 3 . چگوارا 4 . حسین پناهی 5 . بارباپاپا ![]()
یه بازی هم مونس جون خودش اختراع کرده که هر کی خواننده وبلاگه بیاد معنی اسمشو تو نظرات بذاره ... مثلا من سارا : خالص ، پاک ، ناب . ظهرا فکر کنم ساعتای 1:30 شبکه سه یه برنامه آشپزی داره اسمش بهونه است .... آی من حرص می خورم از این برنامه مزخرف !!! آی حرص می خورم از سامان گلریز !!! آی من حرص می خورم غذاهای مسخره ای که درست می کنه !!! آی من حرص می خورم وقتی هر چی درست می کنه میگه یه غذای سلامت و فووووووووووق العاده خوشمزه !!! ** چه روزایی بود این روزا که گذشت ... من همش بی حال و بی حوصله و افسرده ! این دیگه چه دورانیه خدا آخه !!! پدرمونو در اوردی که !!!
فقط نمی دونم چرا اینقدر حرص می خورم میشینم نگاه می کنم !!! بیشتر از همه چی از ظرف و ظروفای خوشگلش خوشم میاد با گازش .... اینقدر دوست دارم آشپزخونم این شکلی باشه .... آدم کیف می کنه بره توش آشپزی کنه ....
![]()





! هاها مشکوک می زنم ؟!
خبری شد میگم ... فعلا هنوز آره و اینا !!! 

.... شب هم در کمال ناباوری تو یخچال یه قابلمه پلو قیمه کشف شد که باعث شادی روح و جد و آبادمون شد 

... به آدم کیف میکنه
با 3 روز تاخیر !
!!! رحلته ! ماه حرامه ! چه میدونم دهه است و این چیزا ! الحمدالله عیدامونم بی شباهت به عزاداریامون نیست ! حیف اون همه پیشینه تاریخی و اون همه مراسم و آداب و رسوم ناب ایرانی که اینجوری به گند کشیده شده .... حالا هی من بیام غر بزنم اینجا پس من کی میرم ! خودم خسته شدم دیگه !!!
ببین خدا یا من زود از اینجا باید برم یا یه معجزه ای چیزی شه یه عالمه آدم(همونا


.... جرات نمی کنم حتی برم پشت پنجره ... ساعت 9 شب دیشب ! دخی عمو جون زنگ زده که پاشو بابا چه قدر می خوابی بیرونو نگاه کن ! پاشدم م یبینم اوه چه برفی داره میاد ... خدارو شکر هر بارم برف میاد من افسردگی می گیرم ! تو خودم بودم که خوشبختانه دخی عمو جان تشریف اوردن بالا و کلییی خندیدیم و شارژ روحی روانی شدیم
بعد دلتنگی
بعد
)
هوا سرده 

که البته با استقبال زیادی مواجه شدم و تهدیداتی نیز !
اول از همه اینکه موندم تو این آرزوم که بالاخره کی میاد اون روزی که من کریسمسش ایران نباشم !
صبح خونه کسی نبود منم خواب بودم ... تو خواب داشتم می دیدم که حا*مله ام !
چون روسری سرم نبود
رفته بودیم یه رستوران بعد بوی دلمه به دماغم خورد ... منم حا*مله بودم دیگه ! به بو حساس بودم !! جاتون خالی یهو حالم به هم خورد اساسی و دویدم از مغازه بیرون
حالا خودم از کارام خندم گرفته بود ولی چسبیده بود بهم ! خوب شد کسی خونه نبود آبروم بره
حالا غذام که تموم شد فهمیدم چه شکری !
) امروز(چهارشنبه) قرار بود ب*ه#ن%و@د اعد*ام شه ! پسر بچه ای که تو 16 سالگیش به خاطر یه دعوایی غیر عمد یکی رو به قت*ل میرسونه !!! فقط 16 سالش بوده ! و خیلی سریع براش حکم اعد*ام میاد !!! تا حالا 3 بار رفته پای چوبه د*ار و برگشته !! امروز هم بار سومش بود ! که باز هم به تعویق افتاد ... واقعا تاسف آوره ! واقعا تاسف آوره !!! واقعا خجالت می کشم از ایرانی بودن خودم !!! کشوری که به یه نوجوون هم رحم نمی کنه ... نوجوونی که نه به بلوغ فکری رسیده و نه از روی عمد کاری رو کرده !! اون وقت هزار تا کثافت کاری داره اون بالا بالاها میشه و هیچ کس صداش در نمیاد ! تف به این کشور و سران حکومتیش !
امروز نشسته بودم نظرای خصوصیمو می خوندم ... 260 تا بود ... همشونو خوندم .... نظرای خصوصی اون اولا 