همچین اومدم 2 تا پست قبل عنوان زدم غیبت صغری انگار دارم میرم سال دیگه بیام
هی تند و تند دارم میام که 
حالا دیگه وقتشه پرده برداری کنم
خانوما و آقایونی که درست حدس زده بودن یه دست و هوووووورا
( الان فهمیدین یعنی که من فیتیله رو هم نگاه می کنم؟!
) بلههههه من روا.نشنا.سی شرکت کردم
ولی خدارو شکر رقبام یه ذره کمترن چون بالینی شرکت نکردم
و چون علاقه زیادی به مشاور شدن دارم عمومی شرکت می کنم ... حالا کیا رقبای امسال منن؟!
( که از همین جا پیروزیشونو تبریک بگم چون به من که امیدی نیست
) نمی خواستم اینجا اعلام کنم چی شرکت کردم ولی دیگه گفتم .... نمی خواستم بگم چون
زیاده ....
.... بعد فارغ التحصیلی ازونجایی که اصلا رشتمو دوست نداشتم حاضر نبودم
دوباره بزنم همین رشته و بخوام ادامش بدم .... پارسالم اگه یادتون باشه
زدم ایران. شناسی که روز کنکور گرفتم
و نرفتم
امسالم چون هنوز تصمیم نگرفته بودم که چی شرکت کنم خیلی رغبت نداشتم برم
دفترچه بگیرم .... ولی یه ذره شور و شوق داشتم که شرکت کنم و بزنم مدیریت
* اجرایی .... با چند نفرم مشورت کردم که همه گفتن عالیه و .... منم رفتم
سراغ دفترچه ( البته روز یکی مونده به آخر
) که تموم شده بود اینجا و گفتن باید از تهران بگیرین ... حالا شاید هم پست مرکزی بیاره فرداش .... منم که به یکی از دوستای عسیسم
گفتم و اونم منو شرمنده کرد و گفت اگه فردا پست نیورد بگو سریع به من که واست بگیرم
که فرداش پست اورد و دیگه مزاحم مارپل خانومیمم نشدم
...... حالا وقتم کمه دودل شده بودم بین رشته مدیریت و مرمت
که فهمیدم مرمت دست قوی می خواد که به کل گذاشتمش کنار
ظهر جمعه بود و خاله اینا اینجا بودن ... منم می خواستم بیام ثبت ناممو
بکنم دیگه تا تموم نشده و بزنم مدیریت که شوهر خالم گفت دفترچتو ببینم چیا
داره
که مشغول ورق زدن بود که گفت چرا روا.نشنا.سی نمی زنی خب هم دوست داری این
رشته رو هم اینکه خیلی می تونی توش موفق شی چون زمینشو داری
منم این شکلی شدم
و اطرافیانم این شکلی
که 4 سال درس خوندی مهندس شدی حالا بری این رشته که چی؟!!!
ولی من همچنان این شکلی بودم
تا اینکه همه رفتن و من موندم و داداشیم تنها تو خونه که نشستم یه کم
باهاش حرف زدم که دلم آروم شه و اینقدر دودل نباشم که اونم گفت تو خیلی به
درد مشاوره می خوری چون زیاد ازین کارا میکنی و استادی
منم این شکلی شدم
و بدون شک و تردید زدم ....
بماند که مامان برگشت خونه چه قدر دعوام کرد
این بود ماجرای خانوم دکتر شدن من
( توهمه زیاد جدی نگیرید !
)
... حالا تا قبل این جریانات میشد یه کاریش کرد ولی من بخوام درس بخونم دیگه عمرا بتونم نخورم
اصلا مغزم کار نمی کنه اگه دهنم نجنبه
واسه همین امروز رفته واسم یه دونه ازینا ( + ) خریده گذاشته تو اتاقم که روزی 1 ساعت ورزش کنم بلکه اونایی که می خورم بسوزن
آخی اشک تو چشام جمع شد وقتی دیدم اینقدر به فکر من و لاغریه منه 
... استاد دانشگاهم بود چند ترم پیش که من عاااااااشقش بودم
واسه دکترا رفت مالزی دیگه نشد ترمای بعدم باشه باهامون ... همون جوری با شخصیت و گوگولی بود هنوز فقط موهاش یه کم سفید شده بود
آخی مهندس ت ... خیلی خوشحال شدم دیدمت بعد چند سال .... الانم تهرانه اون روزم داشته ورزش می کرده که گیرش انداختن
.... یادش به خیر اردوی .... من پام پیچ خورد این بدبخت از یه بلندی منو بغل کرد گذاشت زمین بعدش گفت شهید شدم که من
امروز دوباره وقت دندونپزشکیم بود
... با اون ماجرای 2 روز قبل یه خاطره ی خیلی بد تو ذهنم بود که اضطرابمو چند برابر کرده بود
....
این بار هم تنها بودم متاسفانه !!! ساعت 5 وقت داشتم .... موبایلو کوک
کرده بودم 3 بیدار شم .... ولی بازم بیدار نشده بودم ! 6 صبح خوابیده
بودم ! ساعت 4 با اس ام اس دختر عمو از خواب پریدم
و بدو بدو حاضر شدم و خواستم برم که مامان زنگ زد و گفت من تو خیابون فلان
واستادم با آژانس بیا دنبالم سر راهت تا باهات بیام .... یه کم آرامش پیدا
کردم
....
وقتی رسیدم یه کم نشستم تا نوبتم شد .... مامان خانوم دکتر که میشه همسایه
ما هم اومد و یه کم حرف زدیم .... بعد صدام زدن .... منم که سفید شده بودم
از ترس
! ... فقط گفتم خانوم دکتر خواهش می کنم این دفعه پارتی بازی نکنید همین جوری عادی منو بی حس کنید
! اون دفعه جونم اومد تو دهنم !!! گفت خب عزیز دلم !
خودت گفتی می ترسی از آمپول بی حسی منم واسه همین ازین آمپولای کم بی حسی ( بی حسی خفیف ) زدم واست
!!!! یعنی یه چیزی تو همون مایه های تزریق آبی که گفتم
!!!! این آمپول امروز حتی ذره ای هم درد نداشت !(برعکس قبلی) حتی نفهمیدم کی زد کی تموم شد !!!
پانسمانو برداشت و کارشو شروع کرد .... با اینکه بی حسیم خیلی عمیق بود
ولی بازم درد داشتم ولی نه به اندازه دفعه قبل که اشکم در بیاد ! .... فقط
بعضی وقتا چشمامو محکم فشار می دادم که نشون بدم داره دردم میاد ! ولی در
کل این بار خیلی خوب بود .... نیم ساعت رو دندونم کار کرد و گفت تموم شد
...
یه معاینه کلی هم کرد و گفت 3 تا دندون دیگتم یه ذره مشکل دارن و باید یه
کم خالی شه و پر شه که واسه هفته دیگه و هفته بعدش باز وقت داد بهم ....
آخیییییییش این اصل کاریش که تموم شد دیگه ! از شرش راحت شدم ..... احساس
خوبی دارم ! 
همین جوری اتفاقی رفتم تو یه سایتی ثبت نام کردم امروز واسم ایمیل اومده
که چون تو فلان تاریخ عضو شدی و ما هدیه می دادیم اون روز، 2000 تومان
اعتبار داری می تونی بیای هر فیلم روز و جدیدی می خوای مجانی بگیری !
البته 2000 تومان فقط به 1 دی وی دی میرسه ولی به قولی مفت باشه کوفت باشه
!!! 
مامان واسه تشویق به لاغر شدن بهم گفته اگه لاغر کنی واست ماشین می خرم
!!!! دیگه ببین چه قدر در عذابه از چاقیه من
!!! حالا ازون روز که گفته من نمیدونم چرا اشتهام 100 برابر شده
!!! البته خیلی رعایت می کنم ولی بازم ویاره دیگه
!!! دیگه این بار خیلی انگیزه دارم رژیم بگیرم .... مااااااشین
( آخی الان معلوم شد چه ذوق زده ام؟!
) فکر کنم دیگه وقتشه دوباره وبلاگ رژیمی رو آب و جارو کنم !
طی یه عملیات خوابالودگی زدم کلی از عکسامو شیفت دیلت کردم
!!!! الان دارم فکر می کنم انگیزم از انجام این کار چی بوده یعنی؟!!!
کلی
سرچ کردم یه نرم افزار پیدا کنم بتونه برگردونه عکسارو ... یه چیزی پیدا
کردم دانلودش کردم کلی فایل الکی واسم برگردوند ولی عکسا رو گفت شرمنده
نمی تونم
! restore هم خاموش بود نشد برگردونم ... خیلی دپرس کننده بود ....
تقدیر شادمهر عقیلی رو دوست میداریم تاز گی ها و شدیم خوره ش باز .... چرا اینا تو ویدئوش اصلا همدیگه رو بوس نمی کنن یعنی
؟! آخی شادمهر چه جدی شدی گوگولی
....
من یه چیز جالب گذاشتم تو وبلاگ
...
خودم که خیلی خوشم اومده ازش .... البته به چند نفر گفتم گفتن فیلتره
واسشون نشون نمیده .... کسایی که می بینیدش سمت راست وبلاگ اون آخر ماخرا
یه چیزی هست واسه چت آنلاینه .... فقط کافیه یه نیک نیم بدین و وقتایی که
من آنلاین هستم و چراغم روشنه اگه دوست داشتین پی ام بدین
....

.... قرصم کنارم نبود .... من جلو کامپیوتر .... قرصا تو آشپزخونه ....
هیچکی هم دوروبرم نیست .... همه بدنم یخ کرد و خیس عرق شدم !!!! هیچ تکونی
نتونستم بخورم ..... 10 دقیقه مثه عروسک نشستم و اشکام میریخت پایین تا ول
کرد بالاخره و تونستم به زور خودمو برسونم آشپزخونه و قرصمو بدون آب
بفرستم پایین ! .... کلا من میمیرم اگه این قرصای لعنتیمو همیشه بذارم دم
دستم ! هر بار یه جایی گیر می کنم تا اشکمو در نیاره ول نمی کنه که !!!!
اینم هدیه اون دوران کذایی و عذاب آور واسه من ! 

.... عاشق Yeah ! گفتناش !!! عاشق اون نگاه خستش
!!!! عاشق .... اگه ندیدین که حتما ببینیدش ..... الانم دارم Righteous
kill رو دانلود میکنم اینم تعریفشو زیاد شنیدم .... کلا آل پاچینو تو
فیلمی باشه فیلمش خوب نباشه ! میشه اصلا ؟!!!! کاش من بچه آل پاچینو بودم
!!!! چه کیفی میداد ها !!!! چون سنش زیاده نشد بگم زنش باشم ! ولی بچه همچین کسی بودنم بسه واسم !!!! آخی چه قانع شدم من !!! 


سلام عرض می کنیم ....
من
حالم همین جوری الکی الکی خیلی خوبه !!! 2 ساعت پیش که از خواب پاشدم
با یه حس خوبی بیدار شدم واسه
همین الان حالم خوبه ! رفتم یه دوشم گرفتم تو این هوای سرد بخار آب داغ خیلی می
چسبه
بعدشم نهارمو
خوردم
بعدش فیلم دانلود شده مو یه کم
نگاه کردم ببینم همه جاش سالمه یا نه
بعد یهو هوس نوشتنم کرد

اول از همه یه خبر بدم واسه کسایی که مثه من خوره فیلم دارن و اهل
دانلود کردن فیلم از اینترنت هستن و از همه مهمتر اینترنت پر سرعت دارن !
.... من تا حالا تو 3 تا سایت بزرگ دانلود فیلم ادمین بودم و کلی تجربه کسب کردم تو
این راه
اما به خاطر مسائل امنیتی و ....!
نمیشد آدرس رو به همه بدم و
اینکه الان فیل تر ینگ بسیار فعال شده و داره عملیات سری انجام میده خیلی از سایتا
از جمله اون سایتایی که من توش مدیر بودم مجبور شدیم محتوای سایتو عوض کنیم !!!
اما دیشب جذابیت وردپرس یهو منو
گرفت و جوگیر شدم و یه وبلاگ راه انداختم که توش فقط فیلم
بذارم
واسه کسایی که اهل دانلود هستن ....
اینم آدرسش ~~~> Direct Download
Movie
هی من می خوام این بلاگ رو خیلی اجتماعی نکنم نمیشه
انگار !!! آخه یه چیزایی می بینم که می خوام سرمو بکوبم به دیوار
دیگه!
از آخرش یا منو
دیوونه می کنن اینا یا پامیشم ساکمو می بندم فرار مغزها می کنم !
میرم هر جایی شده غیر این خرا*ب
شده
.... می خوام لینک بدم به خبر ولی می ترسم راستش ! خبرش یه جورایی خیلی ناموسیه !
می ترسم فردا در اینجا رو گل بگیرن من بمونم و حوضم اونوقت !
واسه همین شرمنده که نمیشه لینک
خبرو بدم اما اصل خبر رو با بدبختی می نویسم شاید که شما چیزی دستگیرتون شد و ما
رستگار !
تو*ی*سر*کا*ن یه اما*م ج*مع*ه داره که تاریخ دقیقش معلوم نیست و تو شک و شبه
هست ولی گویا چندی پیش!!! دستشون بدفرم رو میشه و یه چیزی ازشون لو میره که نمی
دونم الان با چه رویی داره نفس می کشه حتی !!!
... این آقا چند وقت پیش خانوم
بچه ها رو می فرستن ددر و شوهر یکی از کا*رکنا*ن مونث همون قسمت( س * تا * د ام
*نی * تی و ا *قا * مه نم * از ) رو می فرستن ما*مو*ری*ت ! بعدم همون خانوم رو دعوت
می کنن به من*ز*لشون !!! و چون چندی پیش !!! یکی از شاگردای ایشون ( یا کار ک نا ن
زیر* دست ایشون ! ) به رفتارهای ح*ا*ج*آ*ق*ا مشکوک میشه میره یه دو*رب*ین کار
میذاره زیر صن*دلی تو خونه !!! و آشکار میشه اون چیزی که نباید بشه !!!!! اونجایی
که اصل خبر هست و من نمی تونم لینک بدم متاسفانه ! قسمتی از اون فیلم هم نمایش داده
میشه ! البته تا جایی که هنوز کار به جاهای بار*یک کشیده نشده !!! و بقیشو چون هم
مح*ر*ما*نه بوده هم بالای 23 سال سن لازم داره برای دیدنش !!!
نذاشته بودن ! منم که مادرزادی
کنجکاو به دنیا اومدم تازه چیزی هم تو اینترنت باشه نمیتونه از زیر چشمان تیز بین
من !!! قایم شه !!!
یک ساعتی رو گشتم و گشتم تا
بالاخره لینک اصلی فیلم رو یافتم !!! که کاش نمی یافتم !!!
وای خدا اینقدر این وحشتناک بود
اینقدر حال به هم زن بود اینقدر چندش بود اینقدر کثیف بود اینقدر منفورانه ! بود که
هر چی بگم کم گفتم !!!! وای خدا اصلا نمی تونین تصور کنید چه قدر کثیف بود !!!! فقط
می تونم بگم حالم به هم خورد متنفر شدم عق می زنم از هر چی ش**ی**خ و آ%خو&ن×د
!!!
( می دونم الان طرفداران ...! میان واسم نظرای تهدید آمیز یا تاسف آمیز میذارن ولی
شرمنده این نظر شخصی من بود !) فقط توصیه میکنم مثه من کنجکاویتون گل نکنه برین
دنبال فیلمش چون واقعا بیزار میشین بعد از کشو**رتون !!! من دارم به جنون میرسم
دیگه !!! هر روز داره گند کاراشون بیشتر بالا میاد
خدایا من چه گناهی کرده بودم
مگه اینجا به دنیا اومدم
من چه گناهی کردم که مجبورم اینجا باشم فعلا و نتونم بکنم برم
یعنی میاد یه روزی دیگه من تو
این خراب شده نباشم
ای خداااااا چه قدر کثا**ف**ت کاری آخه !!!! چه قدر !!!!
یه توضیح کوچولو بدم فقط که اون خانوم محترم از همین خو*اه^ران %%ار#شا@د بودن
که میان به امثال من و شما ! گیر میدن تو خیابون که اون مانتوی لعنتیت کوت^اهه یا
اون موهای بی صاح^ابت بیرونه !!! یا اون آرایش .....!!! چیه !!! و حا*جی هم که رئیس
*ام&نی%ت و ام$ام جم#عه گرد&ن کلفت ....!!!
(اوه چی شد فهمیدین چی نوشتم !!!
) خدایا اینارو هم داری می بینی دیگه آره؟!
مارو هم میبینی دیگه آره؟!
بقیشو تو دلم میگم دیگه قربونت برم میدونم عادلی
!!! 
من خیلی خیلی خیلی تنبل شدم
همین جور دارم وزن اضافه می کنم اما اگه یه ذره
بگی اراده کنم یه تکونی به خودم بدم ها !!!
اصلا انگار نه انگار
!!!!
همین روزاس که از در نتونم برم
بیرون دیگه !!!
بچه خجالت بکش دیگه !!! تا کی تنبلی و جلو کامپیوتر ولو بودن بازی کردن فیلم دیدن
!!! اه شورشو در اوردی دیگه ! برو یه ذره ورزش کن یه کم رژیم بگیر خجالت نمیکشی آخه
از خودت !!!
حیف جلو جمع نمیشه یه چیزایی رو بگم وگرنه می گفتم آبروت بره از خجالت
بری تو زمین دیگه !
از فردا صبح رژیمتو شروع می کنی ورزشتم می کنی ! هفته دیگه می پرسم ازت
چه قدر وزن کم کردی و در چه حالی هستی !!!
مفهوم بود؟!
اگه گفتین من این روزا یاد کی افتادم
پپر منو یادتونه؟!
قربونش بشم یادتونه چه جیگری
بود !!!
چه قدر دوسش داشتم
چه خون دلی خوردم تا بزرگش کردم
آخی این روزا همش تو فکرشم
رفتم این پستشو که واسش نوشته بودمو خوندم اشکم داشت در میومد !!!
انگار بچم مرده !!!
آخی یادتونه اینجارو؟! 
پ . ن : رو اسم این پستم خیلی فکر کردم .... خیلی با ربط نوشتم نمی دونم همه فهمیدین منظورمو یا نه .... ولی جالبیش اینه که منو شدیدا یاد یه فیلمی انداخت !!! یه سریال قدیمی که اسمش همین بود ! یادتونه؟
!!! شدیدا دارم با آرمین حال میکنم !!! خجالت آوره واقعا
!!!! ولی با عرض شرمندگی شدیدا هم با این کلیپشون حال می کنم و روحیومو فرش می کنه
!!! ... به داداشی میگم بیا برو خواننده شو هم تیپ و قیافت خوبه هم موهات همیشه بیسته
ها ها ها ... فقط مشکل اینجاست که داداشی ما ترومپت کار می کنن و کلی هم با سازشون عشق و کیف می کنن 
؟!!!
از سرما دارم قندیل می بندم دیگه ! تو خونه که با یه لباس آستین بلند روش
یه ژاکت جوراب پتومم که هر جا میرم دورمه !!! شبام که با 2 تا لحاف کلفت
می خوابم ! بازم دارم یخ می کنم خب این چه هوای مزخرفیه ! امروز عصر که از
خواب بیدار شدم اینقدر ضدحال خوردم .... داشت بارون میومد هوا سرد ابری
گرفته تاریک دلگیر خونه خالی ! ای تابستون گرم خودم کجایی که یادت به خیر
....


سلام عرض می کنیم !
الان یک عدد خانومی خسته خوابالوی همه انرژیهاشو تخلیه کرده در خدمت شماست ! 
و امر فرمودن که با دخمل خاله جیگملتون حتما تشریف ببرید چون بهتون خوش می گذره !!!
ما هم هی پشت گوش انداختیم تاااااا اینکه دیگه گفتیم تنبلی بسه و بریم یه کم حال و حول کنیم
حالا کجا می خواستیم بریم؟ اینجا ~~~>
اینجا کجاست ؟
پ ا ر ک آ ب ی .....
تاااااا ساعت 3:30 نشستم با دوستم حرف زدن !
دیگه دیدم خیلی ضایع است گفتم برم بخوابم که نخوابم اونجا همش خوابم
.... حالا رفتم بخوابم مگه خوابم می برد !
نمی دونم چرا باز نفس تنگیم عود کرده بود و نمیتونستم درست نفس بکشم خوابم نمیبرد !
دیگه اینقدر کلنجار رفتم با خودم نمی دونم 6 بود 7 بود کی خوابم برد !!!
ساعت 8:15 می بینم خانوم خانوما زنگ زده که من آژانس گرفتم دارم میام !
حالا من کجام؟! تو رختخواب !

من هم با چشمانی پف کرده از بی خوابی ! و سر درد رفتم سوار شدم و رفتیم ددر
من انتظار داشتم خلوت تر ازین باشه که خب یه کمی شلوغ بود البته نه خیلی ولی خیلی هم خلوت نبود ..... وااااااای یه جای گنده
پر آب .... پر وسیله بازی
اولش که اینجوری شدم
بعد واسه آشنا شدن با محیط رفتیم سوار تیوپ شدیم دور محوطه دور زدیم و همه چی رو دیدیم .....
می ترسم اول سوار چیزای ترسناک شم ! دوست دارم از معمولی ترینشون شروع کنم تا آخر ترسناکه رو برم
ما هم چون اول وقت رفته بودیم تقریبا خلوت بود و صف ها خیلی کم ..... این
دخمل خاله ما هم اصراررر که بیا سوار این بشیم ! بعدا شلوغ میشه ها ! منم
که پرو!
گفتم نه بابا بیا تا 7 شب وقت داریم من می ترسم اول کاری سوار این شم !
منم جیغ نمی زنم می ریزم تو خودم خیلی بده سردرد میشم بعدش ..... خلااااصه .... سوار تک تک وسیله ها شدیم و بسی فراوان حالش رو بردیم
صف ها هم شلوغ بود تقریبا خسته میشدیم ..... ولی واااااااااااای که چه هیجانی داشت
انقده ذوق کرده بودم که نمی دونید 
از همه ترسناکتر هم که چاله فضاییش بود
سقوط کردم پایین !!! آی ترسیدم آی ترسیدم ! دیگه گفتم بیا اینجاش سوراخ بود مردم 
بعد یهو یه دست نجات دهنده منو گرفت و کشید بالا و برد گوشه
و من تازه دوزاریم افتاد که اینجا همون چاله هست دیگه
ولی خب ترسناک بود دیگه
یه استخر هم داره اسمش استخر موجه .... عین دریاست ... موجای کم و زیاد میاد اینقده باحاله
ما اولش فکر می کردیم بریم اون جلو ها خوبه ! هی رفتیم دیدیم از موج هیچی نمی فهمیم !
آخرش فهمیدیم باید بریم مثلا لب ساحل بشینیم تا موج میاد با شدت بخوره بهمون پرتمون کنه عقب
یه بارم تو همین استخره رفتیم شنا و هنرنمایی کردن
( آخه همه نشسته بودن و هیچکی شنا نمیکرد!) یهو چشمم زدن نامردا
پای راستم یه دفعگی موقع پای قورباغه گرفت منم قسمت عمیق !!! نمی دونم می
دونید موقع شنا کردن پات بگیره چه قدر بده یا نه؟! ولی وحشتناکه ! یعنی
فقط باید بیان نجاتت بدن! چون هیچ تکونی نمی تونی بخوری ! غریق نجاتا چون
شنای مارو دیده بودن از ما خیالشون راحت بود اصلا نگاهمون نمی کردن
!!! منم حالا تو عمیق این یهو گرفت یه درد وحشتناک ! شانس اوردم فقط دخمل خاله نزدیکم بود داد زدم بیا منو بگیر غرق شدم پام گرفته
!!!!! منو کشید تو کم عمق و نشستم به گریه کردن !
حالا پامم ول نمیکرد ! هیچ کی هم نمیومد کمک ! .... یه تیکه سنگ شده بود بنفش !
یه پنج دقیقه ای آخ و ناله و زاری و ماساژای آروم تا کم کم ول کرد ! 
فکر کنم هر وسیله رو 3 بار سوار شدیم
خیلیییییییییی خوب بود کیف کردم .... تا 6 اون جا بودیم و آخراش دیگه به زور می کشیدیم خودمونو چشمامونم خواااااب
دیگه اومدیم بیرون و اومدیم خونه .....
ولی چه سیب زمینی های خوشمزه ای داشت ها 

م ا ی و ش همراش باشه که از دست میدین اینجارو نرین .... من دوبی نرفتم
پارکشو ولی میگن خیلی شبیه اونجا ساختن ..... حالا شبیهشم نباشه اینجا که
خیلی باحال و مهیج بود همه چیزش
من تو همه زمینه ها که نمیدونستم چی پر کنم ولی تا اونجایی که خونده بودم و علاقه داشتم رای دادم
نمی دونم همه می تونن شرکت کنن یا فقط واسه بلاگفایی هاست بالاخره شرکت کنید مادر جان ضرر نداره 




ببین مردمو چه راحت میرن !

بزن بریم تو لوله 
