تنبلیمو چه جوری می تونم توجیه کنم یعنی؟!

خب از حالت خوابالودگی در بیام حالا که دارم می نویسم یه کم شاد باشم
عروسمون هم خیلی خوب شده بود و خدارو شکر ازون آرایشا که دوست داره نکرده بودنش
عروسی بعدی هم که دختر داییم بود ..... که خیلی خیلی خیلی خوشگل شده بود
بچه یهو دلش گرفت و رفت بغل باباش و افتاد به گریه ! تازه من بدجنسی هم کردم شکار لحظه ها فیلم گرفتم
5 شنبه هم عروسی دعوت شدیم ..... دوستم همون که قبلا هم دربارش نوشتم که شوهرش امریکاست .... اومده ایران و 5 شنبه عروسیشه ..... قربونش بشم

جمعه هم تولد 2 تا وروجک عمه است
..... چه هفته باحالی بود ..... خیلی اکتیو شدم دیگه ! .... یه روز که تو خونه بیکار میشم حوصلم سر میره ! عادت کردم همش یا مهمونی برم یا عروسی !!!! یه عالمه فیلم دیدم ..... واقعا خدا این لذت فیلم دیدنو از آدم نگیره
این مدت اینارو دیدم : definitely maybe ..... the happening ..... prom night .... college road trip ..... shutter .... superhero ..... dan in real life
پریشب ماه گرفتگی رو دیدین؟ ..... خوشگل بود .... ( + ) .... عکس رو خودم گرفتم ها !
شدیدا عاشقه این آهنگه شدم ، بهم آرامش میده
... و این که بهم انرژی میده !




!!!!( ماجرا داره !!!!) و دیگه تا 3 صبح فقط می خندیدیم به اون جریانه !!!!! ....
!!!!.... یه زنه بود میز کناری ما که سالادشو با کارد و چنگال می خورد
!!!! کاهو سالاد رو با کارد نصف می کرد و یه ذره کاهو رو با چنگال می خورد ! دیگه کاملا رو نرو بود با این مسخره بازیش !!!! منم که عادتمه رو دور خنده بیفیتم دیگه تمومه ! پسر عمم هی اداشو در میاورد منم دیگه رفته بودم زیر میز داشتم می ترکیدم از خنده
!!!! ..... تازشم تا آخر آخر غذامونم خوردیم و اصلا برامون مهم نبود که همه می گن اینا از کجا اومدن !!!! فقط ما بودیم اون روز که غذاشو کامل خورد ! هر کی سفارش می داد فقط یه کم از غذاشو میخورد و می رفت !!!! خب حیفه پول بشین بخور دیگه
آخی بیچاره !!!!
! خواستم پاک کنم باز گفتم بی خیال واقعا زورم میاد دوباره بشینم بنویسم