سلااااااااااااام سلاااااااااااااام
خوبین؟![]()
الهی اینقدر دلم براتون تنگ شده بوووووووووووود
..... همش 4 روزه نیومدم اما انگار صد ساله ننوشتم ......![]()
خوب حرف زیاد دارم که خلاصه می کنم همشو ....![]()
اول از همه اینکه بگم من حالم خوب شد
..... دچار بحران پوچی شده بودم نمی دونم چرا
!..... که خدارو شکر الان کاملا خوبم و هیچ پوچی احساس نمی کنم
...... نمی دونم دلیل اصلیش چی بود ولی مشکلات تو اون هفته خیلی زیاد داشتم که یکی یکی حل شدن
...... ولی خیلی سخت بود
..... خدا کنه دیگه دچارش نشم ! 
شنبه بعد از ظهر یه هیجان فوق العاده تو زندگی من ایجاد کرد
! یه شوک عصبی ناجور
! ..... از صبح تا ظهرش یه مدل
ظهر به بعدش درست عکس صبحش
! ...... وای که چه قدر لرزیدم و خندیدم
! ..... خدایا شکرت به خاطر شوک دوم ......![]()
یکشنبه صبح رفتیم پست و دو تا دفترچه ا ر ش د گرفتیم ..... من که اصلا رشته مو دوست ندارم و نمی خوام شرکت کنم گرفتم که برم رشته های انسانی که این قدر علاقه دارم بهشون
..... حالا هم مثه چی تو گل موندم که چی رو بزنم خب
! ..... همین جوری احساس کردم ایران شناسی دوست دارم
..... هیچ اطلاعاتی هم درباره این رشته ندارم و نمی دونم چیه و چه جوریاس و کدوم دانشگاهها این رشته رو دارن .... کسی نمی دونه آیا
؟.....
حذف
دختر کوچولوی همسایه ما از وقتی دیده من یه جوجه رو اینقدر بزرگ کردم خروس تحویل جامعه دادمش
! هوس کرده و رفته 9 تا جوجه یه روزه گرفته
!!!! ..... وای که چه سر و صدایی دارن اینا
! ...... وقتی میارشون پشت بومشون پپر وقتی جوجه ها رو می بینه می ترسه و فرار می کنه
! ..... بهش می گم مامان جون اینا نی نی ان
!!! بیا ببینشون و به زور هلش میدم تو جوجه ها همچین فرار میکنه انگار جن دیده بچه م
!!!! ..... بعدم باهام قهر میکنه و محلم نمیده دیگه که انداختمش اونجا
!!! .... بعد می بینه منم محلش نمیدم و میرم بازی با جوجه فینگیلی ها میاد خودشو لوس کنه و ابراز وجود کنه میاد یواش از پشت سرم نک میزه به پام و وقتی نگاش می کنم یه صدای ناله مانندی از خودش درمیاره که یعنی به من توجه کن
! ..... الهی قربونش برم
.... دیگه به این ایمان اوردم که حیوونا هم خیلی اخلاقاشون عینه آدماس ..... اونا هم ناراحت میشن، قهر میکنن، منت کشی می کنن، به توجه نیاز دارن و ......
پ . ن 1: خیلی وقته که نتونستم به کسی سر بزنم ..... سرم خیلی خیلی شلوغه .... کارای دانشگاه ....پر س ش نا م ه های پ ..... ..... امتحانای میان ترم .... و ..... باعث شدن خیلی وقته بهتون سر نزدم ..... میام حتما چون دلم خیلی براتون تنگ شده ......![]()
پ . ن 2 : چهار شنبه مهلت آخر ثبت نام ار ش ده لطفا اگه کسی راجع به رشته ایران شناسی اطلاعاتی داره بهم بگه .......
پ . ن 3 : داره بارون میاد ..... وای بوش آدمو مست میکنه ...... خدایا شکرت .....![]()

! ......
! .....
که اومد نشست از اول تا آخر راجع به گل و گیاه های پذیراییمون و طریقه نگهداریشون صحبت کرد 
!)
؟!!!!!! ای پررررررررررررو !......
! من که گلم و هیچ ایرادی ندارم که 
..... اینا همه عوارض امتحان فرداس
! اینجوری عقده های درونی آدمو بروز میده ! 

...... همه بچه ها فهمیدن دیگه من چمه ! ...... هی میومدن دلداری میدادن
! بعدشم می ترسیدم بخورم همرو گلاب به روتون
......!
! ...... اینجا شده دفتر خاطرات روزانه ..... خیلی دوسش دارم
.... چون یه مدت که ازش میگذره دوباره میام می خونم یه حس خوبی بهم دست میده .....

! ..... پاستیل هم بود
!..... بعد احساس کردم اگه هر روز بیام و بنویسم خیلی بیشتر میتونه کمکم کنه که ارادمو حفظ کنم ...... فکر کردم به ذهنم رسید یه وبلاگ رژیمی درست کنم .....
..... ونیاز به یه کار حرفه ای
..... فصل 4 رسما از امروز کلنگ خورد ! ...... رزی جونم 

!...... چیه؟چرا اینجوری نگاه می کنی خب حالا 
! ...... اصلا چرا من باید چاق باشم ها
!...... اصلا حالا که اینجور شد سلام بر باربی های خوشتیپ و خوشگل
(این مثلا کدبانوئه
!!!!) !...... هوس ته چین کردم ..... تند تند درست کردمش و نوش جان کردم و بسی بسیار لذت بردم
..... میگه البته صداش هنوز کامل مردونه نشده ولی بازم خیلی خوشگل خونده ..... برای بار اوله که داریم صداشومی شنویم .... البته من که اون موقع در خواب ناز تشریف داشتم 
حالتون چطوره؟ خوبین؟
...... حرف زدنامون جلو همه که باعث شد کلی بهمون بخندن و دست بندازنمون
..... نه یه ذره بیشتر
..... کسی رو میشناسین بدشانس تر از ما باشه
؟!!!!!!!..... گفتم آقای "ع"
...... اه خدااااااااااا من بدم میاد از این آدما تو چرا هر کی این مدلیه می فرستیش بیاد سراغ من بینوا
!..... کلا مدلمه که وقتی کتابی رو شروع می کنم دیگه ولش نمی کنم !..... دیشب جلد اولشو تموم کردم و پیش خودمون بمونه که آخرش چه قدر گریه کردم
!.... کلی هم با خودم کیف می کنم از خوندنش تازه
!..... امروزم که جلد دومشو شروع کردم و هی دارم حرص می خورم از دست این خواهر مقتول
ولی یه جاش یه جمله قشنگی داشت که نوشتم واسه خودم ..... یعنی دیروز با حال و هوای من جور بود : گاهی وقتا اینقدر زیبایی در دنیا هست که احساس می کنم نمی توانم تحمل کنم ..... قشنگ بود؟
.... بله دیگه ما دست اصفهونیارو از پشت بستیم
.... محسن 82 ، با ما بود ..... اونم مثه ما این ترم پ.... داره ..... آخیش چه قدر زود همه دارن بزرگ میشن ! ..... واقعا باورم نمیشه سرعت گذشت زمانو !.....
!!!!..... خیس عرق شدم .... یه اس ام اس زدم که ا ببخشید اشتباه شد مال دوستم بود
.... این جوری هم خرجتون کم میشه !!!.... اگر هم نتونستین هیچ کدوم از کارای بالا رو انجام بدین یه ذره خودتونو کنترل کنین و ازش خبری نگیرین!