۱. همین الان قبض موبایلم اومد
..... فکر می کنین چه قدر شده باشه؟!..... دوره قبل که یادتونه ۷۰۰۰۰ تومان شده بود !
..... اما این دوره در کمال ناباوری و سرور و شادمانی و پای کوبان و رقص کنان ! شاهد آن بودیم که فقط ۵۰۰۰ تومان ناقابل باید بپردازیم
...... ووووووووی که چه حالی میده از این موبایل بی صاحاب ! استفاده نکنی و نخوای همه پولایی که بابتشون خون دل خوردی تا جمع شدن رو بریزی تو حلقوم م خ ا ب ر ا ت !
..... ولی بازم زورم میاد همین ۵ تومانم بریزم! چون کل مبلغ مصرفی من ۳۰۰۰ تومانه و باید ۲۰۰۰ تومان واسه آبونمان و مالیات و .... بدم .....
ولی چه حالی کردم قبضو دیدم ها ! .... از اولین دوره ای که قبض واسم اومده تا به همین امروز زیر ۲۰ تومان تا حالا نداشته بودم .... که می تونین تصور کنین الان من دارم با دُم نداشته ام ! چه جوری گردو و فندق و پسته میشکونم!!!![]()
۲.این ایرانسل من نمی دونم چشه که طرح قرمزش فعال نمیشه !.... کسی نمی دونه باید چه کار کنم؟.... من یه کدی رو گرفتم که پیام اومد برام که تا ۲۴ ساعت دیگه فعال میشه ولی ۴۸ ساعت گذشته و فعال نشده .... نمی دونین باید چه کار کنیم؟؟.... تازه اینترنتشم کار نمیکنه برام؟.... فکر کنم باید ببرم خدمات امور مشترکین نه؟.....
۳.امروز استاد اخ لاق مون می گفت ترم پیش دو تا دانشجو داشته که همیشه غر میزدن که این چه وضع دانشگاهه؟!.... چرا استادا باید اینجوری نمره بدن؟!.... که تا وقتی بهشون ح ا ل میدی نمره ت خوب میشه وگرنه کمترین نمره کلاسو می گیری !.... این حرفشون به گوش انتظامات و کمیته میرسه و براشون جلسه تشکیل میدن واسه تعلیق خوردن ! .... اون دو تا بیچاره هم هی حرف خودشونو تکرار می کردن ..... یه ترم تعلیق می خورن .... حالا این ترم که برگشتن بازم شروع کردن به گفتن و این بار خیلی آشکارا گفتن ! .... که وقتی برای بار دوم بازخواست میشن یکی از استادای مرد میره ازشون می پرسه دخترم تو چند سالته؟میگه ۲۱ .... میگه بعد شما ح ا ل رو چی معنی می کنین؟!.... اون بیچاره بدبختم میگه یعنی تا وقتی باهاشون بگی و بخندی و شوخی کنی باهات خوبن و نمرت چربه اما اگه سنگین رنگین باشی نمرت خیلی از حقت میاد پایین تر ! .... تازه دوزاریه دانشگاه می افته که بابا منظور این بدبخت چی بوده !.... بعد مرده میره بهشون میگه دیگه این حرفو جایی نزن چون مردا یه برداشت دیگه ای از ح ا ل دارن !!!!
..... فکر کن !!!!.....
دخترای گلم خیلی مواظب خودتون باشین که گرگ های ! بی صفت و کثیفی دارن تو این جامعه پرسه میزنن
! (از طرف مادر بزرگ شنل قرمزی
!!! )



!.... نمی دونین وقتی کامنتاتونو می خوندم چه حس خوبی بهم دست داده بود
.... از اینکه این همه دوستای خوب دارم که به فکرمن و راهنماییم می کنن داشتم پرواز می کردم
.... که کاش واقعی بودن!......
..... روزای من برام معنی دارن .... نمی دونم چند نفرتون مثه من هستین؟.... اما من هر روزم یه روز خاصه برام ..... از صبح که بیدار میشم میدونم که امروز روز خوبیه یا نه؟..... یه حسی بهم میگه همیشه .... امروز سرحال از خواب بیدار شدم .... و با خودم گفتم امروز باید یه روز خوب باشه برایم من !..... حاضر شدم که برم دان ش گاه .... اخ لا ق داشتم ۸ صبح .... من همیشه مسیر خونه تا جای تاکسی های دانشگاه رو با تاکسی می رفتم چون راه زیاده .... امروز با خودم گفتم بهتره پیاده برم که هم یه هوایی بخورم بعد یه عالمه وقت هم یه راهی برم هم فکر کنم هم ......! راه افتادم تقریبا ۲۰ دقیقه تو راه بودم با سرعت تند!.....سر موقع رسیدم به کلاس .... کلاسم خیلی خوب بود همون کلاسیه که با ح.... ها دارم .... خوشم میاد ازش چیزای خوبی یاد می گیرم!..... بعدش رفتم دانشگاه خودمون دیدم کلاس س.... تشکیل نمیشه و خوش و خرم با لب خندون برگشتم خونه
..... البته از دیروزش شروع می کنم که همه چیز ثبت شه تو دفتر خاطراتم !.....
.... چه قدر نوشتن معجزه میکنه


که من کلی کلاس عمومی خسته کننده داشتم!

کردن همیشه خوشبخت باشن .... اونایی که دارن
یه بچه سالم و گوگولی جیگر به دنیا بیارن که قدمش واسه زندگیشون خیر باشه .... اونایی که
یه مامان خوب باشن واسه بچه هاشون و بچه هاشون بچه های خوب واسه ماماناشون .... اونایی که خدایی نکرده 



خیلی سخت و بدی گرفته بودم که همش خوابیده بودم و حالم خیلی بد بود
.... از داداشی گرفته بودم و مریضیم از اون بدتر بود .... روز اول رو که نرفتم دانشگاه چون حالم خیلی بد بود .... رو دوم عمومی داشتم و نمیشد نرم چون تا حالا نرفته بودم ..... حالم بهتر شه که خیلی خوب شدم اون روز .... خداییش محبت و ناز کشی معجزه میکنه حتی بیشتر از آمپول!
.... روز سوم هم که امروز باشه خیلی بهترم و کلاس نداشتم همش خوابیدم ..... دکتر هم نرفتم ..... یه عالمه قرص سرما خوردگی و قرقره ! آب نمک و سرم نمکی تو بینی خالی کردن و 
زدم از ترس و پریدم تو بغل روشی
..... من که خیلی خوشم اومد .... حالا اگه تکراری بود دیگه شرمنده واسه ما جدید بود و خوشمون اومد! ......
..... منم سریع خریدمش ..... فکر کن ! .... منی که می خوام خرید کنم مغازه دار و خودمو و جد و آبادمو دیوانه می کنم بس که همه چی رو امتحان می کنم و دودل میشم و فکر می کنم و .....
این بار بدون معطلی خریدمش ....
!..... می بینین مارو؟...... اون بالا..... آره دیگه ما این شکلیاییم
!.... اوهوممممممم.....
..... هر کی هم مارو نشناسه که می شناسه دیگه
..... به هر حال تموم شد دیگه
.... همه هم خیلی زحمت کشیدن مخصوصا خاله جونم و زی زی خانومی که کمرشو در این راه فدا کرد
رو که خیلی خیلی خوشمزه شده بودن
..... حالا روزه هم هستین حتما دلتون آب شد نه؟
.... نه بابا زیاد فکر نکنین خیلی خوشمزه بود آخه خیلی بیشتر از اون خوشمزه بوددد
!!!!...... (خانومی بدجنس می شود !
) خدارو شکر عکس نذاشتم وگرنه از همین جا اعدامم می کردین !..... 
اینقده خوشل شده بود
.... یه عکس از نی نی ببینین که روز جمعه گرفته شده از حال و هوای غذا بیاین بیرون ! .....
.... دادن همانا و سرخخخخخخ
شدن بچه همانا .... حیوونی از سر و کلش عرق شر و شر می ریخت ولی نا نداشت بچم گریه کنه
و مامانشم زودی اومد و تا بچه شروع به گریه نکرده زود بهش شیرشو داد که فراموش کنه چی به سرش اومده !!!!!!!